اِبی بن بست. . .
خستگی فقط زمانی روی میدهد که شوق رفتن را از دست می دهیم ... کا[!]ت فقط دوست را به یاد بیاوریم ...
اِبی بن بست. . .
زندگی اگر زیبا یود کودک به هنگام به دنیا آمدن نمی گریست ......
اِبی بن بست. . .
غربت دیرینه ام را با تو قسمت میکنم تا ابد با درد و رنج خویش خلوت می کنم رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد من در این ویرانه ها احساس غربت میکنم
اِبی بن بست. . .
معرفت هم مثل سیمرغ افسانه شد .........
اِبی بن بست. . .
یا چنان نمای که هستی ، یا چنان باش که می نمایی
اِبی بن بست. . .
دو تا غضنفر داشتن تو یه ماشین بمب کار میذاشتن یکیشون به اون یکی میگه: اگه این بمب الان منفجر شه چی کار کنیم؟ اون یکی میگه نگران نباش من یکی دیگه دارم
اِبی بن بست. . .
به گزارش قلبم ، هوای چشمم ، به علت ندیدن عزیزم تا لحظاتی دیگر بارانی میشود !
اِبی بن بست. . .
دبير فارسي بودم نامت را اولين غزل از صفحه کتابها مي نهادم اگر دبير جبر بودم عشق مجهول تو را بر قلب معلوم خودم بخش ميکردم تا معادله محبت پديد آيد اگر دبير هندسه بودم ثابت مي کردم که شعاع نگاهت چگونه از مرکز قلبم گذشت