اِبی بن بست. . .
تو روزگار رفته ببین چی سهم ما شده ، از عاشقی تباهی ، از زندگی مصیبت از دوستی شکست و از سادگی خیانت . . .
اِبی بن بست. . .
یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم
اِبی بن بست. . .
غربت دیرینه ام را با تو قسمت می کنم , تا ابد با درد و رنج خویش خلوت می کنم رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد , من در این ویرانه ها احساس غربت می کنم
اِبی بن بست. . .
کاش می شد با ساحره ها کاری به حال دل کرد که ديگر عاشقی نبيدند
اِبی بن بست. . .
اگه یه روزی نوم تو باز تو گوشه من صدا کنه......دوباره باز غمت بیاد که منو مبتلا کنه....
اِبی بن بست. . .
بزار بگم دوست دارم
ساده و راحت و بلند
آخه همیشه دوری ها
از توی سکوت میاند
اِبی بن بست. . .
به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت نگاه کند...به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد....ودستی را بپذیرکه باز شدن را بهتر از مشت بلد باشد....
اِبی بن بست. . .
دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی
اِبی بن بست. . .
آنجا که تو هستی دگر رهگذری نیست / غیر از غم دوریت مرا همسفری نیست / خواهم که به سویت پر پرواز در آرم / افسوس که از بخت بدم بال و پری نیست .
اِبی بن بست. . .
درون دل که پیدا نیست / پر از زندان و زندانیست / تو را محکوم دل کردم / نمی دانم دلیلش چیست / سبب شاید همین باشد / بدون تو نباید زیست .....
اِبی بن بست. . .
کمی گیجم کمی منگم ، عجیب است / پریده بی جهت رنگم ، عجیب است / تو را دیدم همین یک ساعت پیش / برایت باز دلتنگم ، عجیب است.... !
اِبی بن بست. . .
لبخند زدی و آسمان آبی شد / شب های قشنگ تیره مهتابی شد / پروانه ای از تولد زیبایت / تا آخر عمر غرق بی تابی شد .
اِبی بن بست. . .
رنگ سال گذشته را دارد/همه ی لحظه های امسالم/سیصد و شصت و پنج حسرت را/همچنان می کشم بدنبالم...
اِبی بن بست. . .
هیچکس لیاقت اشکهای نو را ندارد،و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختنت نمیشود.
اِبی بن بست. . .
آنگاه که انسانی دروغ می گویدبخشی ازجهان رابه قتل می رساند. اینهامرگهای کمرنگی هستندکه انسانهابه اشتباه زندگی می خوانند