اِبی بن بست. . .
چقدر سخته که ببینی هرچی بین تو و دوستت اتفاق می افتاده حتی تک تکه مکالمه هاتون به یه نفر گزارش می شده و خودت خبر نداشتی !
اِبی بن بست. . .
برو.. گفتم به خودم سرم رو انداختم پایین امدم طرف خونه ...خدایا من به خاطر این که دوسش دارم نگاهم رو از هر دختری می دزدم 2سال زندگیم رو همین طوری بایاد اون دارم سر میکنم.... فقط با یاد اون که اروم میشم
اِبی بن بست. . .
یک دو سه را شمردم تک تک / آهسته به دنبال تو رفتم با شک... وقتی بزرگ شدم فهمیدم / تمرین جداییست قایم باشک !
اِبی بن بست. . .
.
بدترین قسمت زندگی انتظار کشیدن است
و بهترین قسمت زندگی داشتن کسی است که ارزش انتظار کشیدن را داشته باشد
اِبی بن بست. . .
نبردی از وفا یک ذره بویی ....به هر ساعت شوی مایل به سویی.... فقط یک نکته میگویم قبول کن ...عزیزم واقعا بی چشم و رویی !!!
اِبی بن بست. . .
حقیقت گم نشده. تکه تکه شده به اسم معرفت، افتاده دست یه مشت آدم بی معرفت
اِبی بن بست. . .
خسته ام از لبخند اجباری / خسته از حرفهای تکراری خسته ام از آدمهای تکراری / خسته از محبت های خالی....
اِبی بن بست. . .
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
اِبی بن بست. . .
عشق رو ميشه تو دستاي خسته پدر ديد .... و توي نگاه نگران مادر ... نه تو دستاي منتظر يه غريبه.... ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي
اِبی بن بست. . .
اگر گاهي ندانسته به احساس تو خنديدم ، و يا با آرزو هايم فقط خود را پسنديدم ، گناهم را ببخش اگر از دست من در خلوت خود گريه كردي ، اگر بد كردم و هرگز به روي خود نياوردي ، گناهم را ببخش اگر تومهربان بودي ومن نامهربان بودم ، براي ديگران سبز براي تو خزان بودم ، گناهم را ببخش...
اِبی بن بست. . .
خسته در حبس زمينم ، ماه من يادم كن ، به نگاهي به پيامي ،سخني شادم كن ---
اِبی بن بست. . .
وقتی که تمام شیرها پاکتی اند ... وقتی همه ی پلنگ ها صورتی اند ... وقتی که دوپینگ پهلوان می سازد ... ایراد مگیر عشق ها ساعتی اند ...
اِبی بن بست. . .
گفت: حاج آقا! من شنیده ام اگر انسان در نماز متوجه شود که کسی در حال دزدیدن کفش اوست می تواند نماز را بشکند و برود کفشش را بگیرد؛ درست است حاج آقا؟! شیخ گفت: درست است آقا. نمازی که در آن حواست به کفشت است، اصلاً باید شکست!