اِبی بن بست. . .
رفتـــم بــه کنـــار دلــبرم با شــادی ...گفتـا کـه چـه خوب یاد من افتــادی ...گفتـم صـنما تــو عشق را استـادی ...گفتا پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو یاد من میدادی... گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ و درد زهـــر مــاری
اِبی بن بست. . .
اینجا سرزمین واژه های وارونه است:
جایی که گنج, "جنگ" می شود
درمان, "نامرد" می شود
... قهقه , "هق هق" می شود
اما دزد همان "دزد" است
درد همان "درد"
و گرگ همان "گرگ"
اِبی بن بست. . .
به سلامتی اون دختری که وقتی تو خیابون یه لکسوز واسش بوق میزنه بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه 730 هم داشته باشی... چرخ پراید عشقمم نیستی!!!
اِبی بن بست. . .
پلکهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که میبارد ، صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون میریزند
اِبی بن بست. . .
عشق رو میشه تو دستای خسته پدر دید .... و توی نگاه نگران مادر ... نه تو دستای منتظر یه غریبه
اِبی بن بست. . .
بی شک " آغوش تو " هشتمین عجایب دنیاست
واردش که میشوی زمان بی معنامیشود ،
هیچ بُعدی ندارد ،
بی آنکه نفس بکشی روحت تازه میشود !
تمام ثروت دنیا را به یک وجبش نخواهم بخشید
حالا كه دیگر دستم به آغوشت نمی رسد
و بوسیدنت موكول شده
به تمامی روز های نیامده
باید اسمم را
در كتاب گینس ثبت كنم
تا همه بدانند یك نفر
با سنگین ترین بار دل تنگی
روی شانه هایش
تو را دوست می داشت
اِبی بن بست. . .
آدمـــــ هـا کـه " عـوض " می شونـد ...
از " سـلام " و " شـب بـخیـر " گـفتـنشان
مـی شود ایـن را فـهمیـد !
از "بوسه هایشان "
از " حـرف هـا " و " نـگاه هـا "
... ... از گـودال هـای ِ عـمیـقی کـه
بیـن ِ تــو و خـودشان می کـَـنـند
و تـویـش را پُــر از دلیـل مـی کُنـند ....!
اِبی بن بست. . .
من که به هيــــــچ دردی نميخورم...
.
.
.
اين دردها هستند که چپ و راست به من ميخورند..!!
اِبی بن بست. . .
نمی دونم چرا چیزای تلخ این همه طرفدار دارن
شراب
قهوه
شکلات
زیتون
روزگار
…
تـــــو . . .
اِبی بن بست. . .
بیزارم از این خواب ها که هر شب مرا به آغوش تو می آورند و صبح … با اشک از تو جدایم می کنند …
اِبی بن بست. . .
چقدر سرد است! وقتی… می خواهمت و نیستی