اِبی بن بست. . .
گوش کن ...یک نفر ...آنطرف پنجره ی بسته...تورا میخواند! و نسیم...لای این پرده ی آویخته رامی کاود... تا تو را در یابد، نورخورشید که از منزل پر مهر خدا آمده است...لب درگاه تو در یک قدمی می ماند... قلب این پنجره از دست غم پرده، به تنگ آمده است! پرده را برداریم ، دل این پنجره را باز کنیم..!
اِبی بن بست. . .
بهت نگفتم تا حالا اینکه چقد دوست دارم اما حالا بهت می گم بی تو دارم کم می یارم بهت نگفتم تا حالا که بدجوری عاشقتم بهت نگفتم تا حالا اما حالا بهت می گم ... اما دیگه دیره.....
اِبی بن بست. . .
بارون و دوست دارم هنوز ... چون تو رو يادم مياره حس مي کنم پيشه مني ... وقتي که بارون مي باره .... درياب! بازم تنهام
اِبی بن بست. . .
دست خودمان نیست که روی حرفمان نمی مانیم؛ ما بر زمینی ایستاده ایم که هر روز خودش را دور می زند..
اِبی بن بست. . .
داداشم میخواد ببینه چند کیلوه، میگه برم رو ترازو؟! میگم: پـــ ن پـــ ، کلیک راست کن رو خودت، برو تو پروپرتیز ببین چند کیلویی!!! تازه میخنده میگه: احمق جون اگه موسو رو خودم نگه دارم مینوسه چند مگم!!!
اِبی بن بست. . .
تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را
(امام علی علیه السلام)
اِبی بن بست. . .
موضوع انشاء: تابستان خود را چگونه گذراندید؟ به نام خدا بی او…
اِبی بن بست. . .
روزی ملا حسابی مریض شده بود و گمان میکرد که خواهد مرد.
زنش را صدا زد و گفت: برو بهترین لباست را بپوش و خودت را حسابی آرایش کن!
زن گریه کرد و گفت: مگر من زن بی وفایی هستم که بخواهم در موقع مردن شوهرم آرایش کنم؟
ملا گفت:نه منظورم چیز دیگری ست،میخواهم اگر عزراییل سراغ من آمد
ترا آراسته ببیند و دست از سر من بردارد.
اِبی بن بست. . .
به جنگل سوخته ی خاطراتم سوگند . درخت یادت را باغبان خواهم بود تا ابد
اِبی بن بست. . .
۱٫۲٫۳٫ را شمردم تک تک، آهسته به دنبال تو رفتم با شک وقتی بزرگ شدم فهمیدم، تمرین جداییست قایم باشک !
اِبی بن بست. . .
گفتی به ماه نگاه کن یاد من باش به یاد لحظه های سرد من باش انگار روزو شبم بی ماه نمیشه به خدا یادتم بی ماه همیشه
اِبی بن بست. . .
ذره ذزه٬قطره قطره٬ میسوزم اما میمونم خودمم موندم چه جوری میتونم زنده بمونم هنوزم باور ندارم که تو نیستی و من هستم شایدم من مرده باشم٬ الکی میگن که هستم!
اِبی بن بست. . .
عزیز من ببخش اگه فراموشت نمی کنم ببخش که تو خیالمم حتی بوست نمی کنم ببخش که دست من هنوز لایق دستات نشده راستی بدون که قلب من دلخور از حرفات نشده
اِبی بن بست. . .
برای عشق تمنا کن ولی خار نشو. برای عشق قبول کن ولی غرورتت را از دست نده . برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر . برای عشق وصال کن ولی فرار نکن . برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن . برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش . برای عشق خودت باش ولی خوب باش