اِبی بن بست. . .
شیشۀ نازک احساس مرا دست نزن ! چِندشم می شود از لکۀ انگشت دروغ …!!! آن که میگفت که احساس مرا می فهمد …. کو کجا رفت که احساس مرا خوب فروخت
اِبی بن بست. . .
يارو میره تماشای رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده بعد ازش میپرسن چه طور بود میگه آدمای خیلی خوبی بودن دیدن من خوابم رونوك انگشت راه میرفتن
اِبی بن بست. . .
زندگی زیباست حتی اگر کور باشی ? خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی? اما بی ارزش است اگرثانیه ای عاشق نباشی...
اِبی بن بست. . .
میدونی چرا وقتی آدم بزرگ میشه بهش یاد میدن که با خودکار بنویسه؟ برای اینکه یاد بگیره هر اشتباهی رو نمیشه پاکش کرد….
اِبی بن بست. . .
اون روزها ، وقتی دانش آموز بودیم ؛ یکی از ترسناک ترین جملات دنیا ، این بود که : " یه برگه از کیفتون بیارید بیرون "
اِبی بن بست. . .
کاش هفت ساله بودم روی نیمکت چوبی می نشستم مداد سوسماری در دست باصدای تو دیکته می نوشتم تو می گفتی بنویس دلتنگی من آن را اشتباه می نگاشتم اخمی بر چهره می نشاندی و من به جبران دلتنگی را هزار بار می نوشتم!
اِبی بن بست. . .
فرومایگی شخص از دو چیز روشن می شود : بیهوده سخن گفتن و نپرسیده جواب دادن ...
اِبی بن بست. . .
شب را دوســت دارم …! چرا که در تاریکـــی .. چهره ها مشخـــــص نیست !! و هر لحظـــــه .. این امیــــد .. در درونـــــــم ریشه می زند … که آمده ای .. ولی من ندیده ام
اِبی بن بست. . .
مـَــن .. طَعـــم شیرین یافتن را در طَعم تلــخ از دَستــــ دادن یافتــَـم در این میان، سهم من تنهـــــا یک یادَتـــــــــ به خیر ساده بود !
اِبی بن بست. . .
رهایم کردی
چرا که
برهنگی ات را نجویدم
بوسه هایت را ندریدم
…و طعم گس گناه را …نچشیدم
رهایم کردی
چون؟!؟
عشق ورزیدم
اِبی بن بست. . .
عاشقِ تمامِ کلماتی هستم که تو با آن جمله میسازی تا به دورغ بگویی دوستم داری …
اِبی بن بست. . .
آهم که هزار شعله در بر دارد / صد سلسله کوه را ز جا بر دارد
من رعدم و میترسم اگر آه کشم / سرتاسرِ آسمان ترک بر دارد …
اِبی بن بست. . .
دست به صورتم نزن می ترسم بیفتد.. نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد .. سیل اشک هایم تو را با خود ببرد .. و باز .. من بمانم و تنهایی …
اِبی بن بست. . .
کوچه علی چپ قشنگترین کوچه ی دنیاست
وقتی در حساسترین نقطه ی رابطه می پیچی به آن … !
اِبی بن بست. . .
سلامتی اونایی که تو هوای دو نفره با تنهاییشون قدم میزنن . . .