اِبی بن بست. . .
حسرت دیدار تو در خاطرم جا مانده است
آن نگاه گاه گاهت وه چه زیبا مانده است
روزهای انتظارم را تو پایانی ، بیا
باز هم احساس من تنهای تنها مانده است
اِبی بن بست. . .
دعا کن دلم بوی باران بگیرد.... و این درد جانسوز درمان بگیرد.... دعا کن دلم رنگ آیینه گردد... و تنهایی از عشق پایان بگیرد ....
اِبی بن بست. . .
در دفتر خاطراتم نوشتم : عشق زیباست معلم دفتر را دید و گفت : این رویاست ! گفتم : معلم تو از عشق چیزی میدانی ؟ گفت : در عالم عشق ، عاشق همیشه تنهاست....
اِبی بن بست. . .
آدمهای خوب از یاد نمیرن ، از دل نمیرن ، از ذهن نمیرن ! ولی زودتر از اینکه فکرش رو بکنی از پیشت میرن !
اِبی بن بست. . .
کسی دیگر نمیگیرد سراغ خانه ما را / به سختی جغد پیدا میکند ویرانه ما را
از آن شادم که غم پیوسته می آید به بالینم / از آن ترسم که غم هم گم کند ویرانه ما را
اِبی بن بست. . .
ای که تو آن من دیگرمی..... ای تو که آن توی دیگرتم.... زاد سفر برگیر و قدم در راه نِه .....که من در پایان راه ......بی صبرانه منتظر رسیدن توام .....
اِبی بن بست. . .
تو می دانی که من از میان همه نعمت های این جهان ، آن چه را برگزیده ام و دوست می دارم تنهایی است....
اِبی بن بست. . .
این تو نیستی که مرا از یاد برده ای این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند... صحبت از فراموشی نیست.... صحبت از لیاقت است .... !
اِبی بن بست. . .
راننده اسکناس مچاله را از من گرفت و پرسید: یک نفرید؟ مکثی کردم و بی حوصله گفتم: بله آقا، خیلی وقته!
اِبی بن بست. . .
هر روزی که میگذره آدمای بیشتری رو می بینیم که خیلی راحت روی شرافت ؛ صداقت ؛ انسانیت و وجدانشون پا میذارن برای...
اِبی بن بست. . .
خواهش میکنم : بی حوصلگی هایم را ببخش ، بداخلاقی هایم را فراموش کن ، بی اعتنایی هایم را جدی نگیر ، در عوض من هم تورا می بخشم که مسبب همه ی اینهایی....
اِبی بن بست. . .
رفتار اخلاقی یک انسان باید بر اساس نوع دوستی ، تحصیلات و برابری اجتماعی باشد و هیچ پایه مذهبی لازم نیست انسانی که به خاطر ترس از مجازات یا امید گرفتن پاداش بعد از مرگ زندگی کند در مسیر اشتباهی گام بر می دارد
اِبی بن بست. . .
این دین ساده من است: نیازی به مرجع تقلید ندارد. نیازی به فلسفه های بغرنج ندارد. دین من عقل من است و مرجع آن مهربانی. .....
اِبی بن بست. . .
چه داروی تلخی است ، وفاداری به خائن
صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل . . .
اِبی بن بست. . .
زندگی شاید یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد ......زندگی شاید ریسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه می آویزد...(فروغ فرخزاد)