اِبی بن بست. . .
نمی بخشمت
ولی فراموشت می کنم
همیشه به همین سادکی از ادمای بی ارزش می گذرم . . .
اِبی بن بست. . .
یادت را جا گذاشتی
نمی خواهم عمری به این امید باشم که برای بردنش برمی گردی
اِبی بن بست. . .
شایَد سالها بعد .. دَر گذر ِ جادِه ها .. بی تـفــاوت از کنار ِ هم بگذریم .. و بِگویـیـم .. ایـن "غریبه"! چقدر شـبیـه ِ خاطراتم بود ..
اِبی بن بست. . .
شادی بی تو یعنی اندوه، سفر بی تو یعنی زندانی شدن در سیاه چال، زندگی بی تو یعنی پایان همه چیز حتی زندگی......
اِبی بن بست. . .
من برم دوباره بیام باااااای
اِبی بن بست. . .
با کسی نباش که از بی کسی اش مینالد...
با کسی باش که در جمعِ کسان تو را میخواهد
اِبی بن بست. . .
چراغعلی موقع بغل کردن زنش نمیدونه چجوری ابراز احساسات کنه ؛ میگه: میخوای همچین فشارت بدم که صدای سگ بدی
اِبی بن بست. . .
من مورچه ای رو مسخره می کردم که سال ها عاشق یک تفاله ی چایی بود خودم رو فراموش کردم که زمانی عاشق آشغالی بودم که فکر می کردم آدمه....
اِبی بن بست. . .
اگر خیلی مهربان شود ،
ورق می زند.
ولی اغلب،
آدم را مچاله می کند،
روزگار……..!
اِبی بن بست. . .
لب هایت طعم گس میداد
کال بود بوسه هایت
و آرزوهای من…
زیر سنگینی حجم این همه نا رسی له شد…!!!
اِبی بن بست. . .
تو میدانی… و من هم میدانم که نمیدانی…چقدر دوستت دارم!
اِبی بن بست. . .
در آغوشم که میگیری آنقدر آرام میشوم که فراموش میکنم باید نفس بکشم
اِبی بن بست. . .
دوستت دارم ، رازیست که ، در میان حنجره ام دق میکند وقتی که نیستی . . .
اِبی بن بست. . .
غریبه بود اشنا شد … عادت شد …عشق شد …هستی شد … روزگار شد …خسته شد… بی وفا شد …دور شد…بی گانه شد … فراموش نشد…