اِبی بن بست. . .
به خــــــــــــــــدای کعبه سوگند همه حجِّ من حســــــــــــــــــــــــــــــــّین است.
اِبی بن بست. . .
خـــــــــــــــــــدایا این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکند فکری کن اشک ما طعنه میزند به بــــــــــــــــــاران رحمتت . . .
اِبی بن بست. . .
می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه خویش... بخدا می برم از شهر شما... دل شوریده و دیوانه ی خویش.............
اِبی بن بست. . .
امدنت را یادم نیست... بیصدا آمدی بی آنکه بدانم بی اجازه ماندی بی انکه بخواهم... اما اکنون ذره ذره ی وجودم ماندنت را تمنا میکند *مهمان ناخوانده قلبم بمان که ماندنت را سخت دوست دارم*
اِبی بن بست. . .
تو را كم دارد اين حالم كه خيس از ابر دلتنگي ست...
اِبی بن بست. . .
کوچه علی چپ قشنگترین کوچه ی دنیاست ، وقتی در حساسترین نقطه ی رابطه می پیچی به آن!
اِبی بن بست. . .
منکه برم 1ساعت دیگه بیام......فعلا بای بااااااااای
اِبی بن بست. . .
گـذشت آن روزهـا و تـنـهـا یـادی از آن مـرا زنـده نـگـه داشـتـه امـشـب در ایـن تـنـهایـی بـا خـود بـه خـلوت نـشـسـتـه ام لـحـظـه هـایـم هـمـه خـاکـسـتـری انـد زخـمـهـای کـهـنـه ام دردآورتـر از هـمـیـشـه مـرا رنـج مـی دهـنـد امـشـب آرزوهـای دیـروزم را مـرور مـی کـنـم و تـمـام اشـکـهـا را در آغـوش خـواهـم گـرفـت ...
اِبی بن بست. . .
وای از نـیمـه شبـی کـه بیـدار شـوم تـو را بـخواهـم و خـودم را در آغـوش دیـگری بیـابم…!
اِبی بن بست. . .
راه می روم روی برف هایی که از دیشب باریده است ... اشک هایم صورتم را داغ می کند ... خوبی برف این است که هر کس چهره ی سرخ مرا ببیند ، می گوید : هوا بیرون خیلی سرد بود ؟؟
اِبی بن بست. . .
تــــــــــــــــــو آن چشمهای باشکوه را صرف دیدن دنیای زشت میکنی و من این چشمهای کوچک را صرف دیدن دنیای زیبای چشم تـــــــــــــو.....!
اِبی بن بست. . .
صبر کن ..........یک لحظه بایست.............. تکلیف دلی که عاشقش کردی ..........چیست...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اِبی بن بست. . .
لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی, روز زمستونیت قشنگ!