اِبی بن بست. . .
آبــــ پـــاکـــی روی دســتـــم مــی ریــزنــــد... چــشــم هــای نــاپـــاکــــ تــــو
اِبی بن بست. . .
آرزویی در دلم مانده ، شبیه حسرت ، شاید هم یک رویا آن آرزو تویی ، که حتی لحظه ای اندیشیدن به این آرزو مانند لحظه پریدن است ، مانند لحظه زیبای به تو رسیدن است
اِبی بن بست. . .
خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــطّ فقر جائی میان بود و نبود تــــــــــــــــــــــــــوست جائی میان دار و ندار مــــــــــــــــــــــــــــــن . . .
اِبی بن بست. . .
قدرمو می دونی یه روز .. یادم می افتی شب و روز .. صدام تو گوشت می پیچه .. مثل یه آهه سینه سوز ..
اِبی بن بست. . .
یک بار نه صد بار نه هر بار نفهمید انگار نه انگار... نه! انگار نفهمید فریاد زدم داد زدم دوستتان دا... یک عمر به در گفتم و دیوار نفهمید
اِبی بن بست. . .
در تنهاترین لحظه های تنهائیم چشمانم را که اقیانوسی است از عشق و وفا به تو میبخشم ، تا هیچگاه به پاکی احساسم شک نکنی...
اِبی بن بست. . .
اگه کسی تصمیم به رفتن گرفت ؛ حتی اگه نره و کنارت نشسته باشه ، دیگه پیشت نیست . بازگشتی در کار نیست ؛ یکبار که بروی ، برای همه عمر رفته ای ، حتی اگه برگردی .
اِبی بن بست. . .
ساعتها را جلو مي کشند....
. وقت ِ شرعي ِ چشمانت زودتر از راه خواهد رسيد
رکعتي بر بوسه نگاهت خواهم گذاشت
.ربّنا لااقل آتنا…!
اِبی بن بست. . .
سنگ ” ، خواست و “ نرم “ شد … “ دل“ نخواست و سنگ شد … آهای ! دل ات را وزن کرده ای؟
اِبی بن بست. . .
دقت کردين وقتي حقيقت رو مي دونين،گوش دادن به دروغاي طرف مقابل چقدر لذت بخشه. ....
اِبی بن بست. . .
ببـــیــــــن این اسمش دلــــــه ! اگر قرار بــــــود بفهمه که فاصله یعنی چــــــــی اگر قرار بــــــود بفهمــــه که نمیشــــه … میشد مغــــــــز ! دلـــــه .. نمی فهمــــــه … !
اِبی بن بست. . .
آشق ! ......از این به بعد اینگونه بنویسید ! چون همیشه سرش کلاه می رود . . .