اِبی بن بست. . .
خــودَم قَبـــول دارم کـــهنه شـــده ام آنـــقدر کــهنه کــه می شــوَد رویِ گَرد و خـــاک تَنـــَم یــادگــاری نــوشت بنویس و برو... !!!
اِبی بن بست. . .
چندان هم دور نیستی ؛ فقط به اندازه ی یک نمیدانم از من فاصله گرفته ای ! آری ، “نمیدانم” کجایی ؟
اِبی بن بست. . .
کلاس ادبیات معلم گفت: ... فعل رفت را صرف کن!... رفتم ..رفتی. رفت.. ساکت میشوم میخندم !... ولی خنده ام تلخ میشود،... استاد داد میزند خوب بعد ادامه بده و من میگویم: رفت... رفت... رفت ... و دلم شکست، غم رو دلم نشست، رفت شادیم بمرد، شور از دلم ببرد ،... رفت ..رفت ..رفت... و من میخندم و میگویم... خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است ... کارم از گریه گذشته است به آن میخندم
اِبی بن بست. . .
مَـــن سَــرمــ را بـالا میگیـــرمــ ! چــــونــ بــازی را بِــه کســی بــاختـــم کِــــه بـــا خیـانـت بـُـــرده بــــود
اِبی بن بست. . .
مهم نیست هوا گرم باشد یا سرد من بهانه می گیرم و تو دهانم را با یک بوسه ببند
اِبی بن بست. . .
برای هر کسی یه اسم تو زندگیش هست که تا ابد در هر جایی بشنوتش ، ناخودآگاه بر میگرده به همون سمت ..!
اِبی بن بست. . .
ایقدر دلم واسش تنگ شده کاش الان پیشم بود و زار زار جلوش واسش اشک میریختم دلم واسه صداش چشاش نگاش حرفیدنش راه رفتنش خندیدنش گریه کردنش و... حتی اس دادنش تنگ شده
اِبی بن بست. . .
سکوت یعنی یه حرف که تو دلمه یعنی یه اسم که رو لبمه یعنی یه شرم که تو چشامه یعنی یه آرزو که تو سینمه یعنی دوست دارم
اِبی بن بست. . .
ڪـآش دُنیــــــآ برعڪس بـــود آدمـــــــآ عــــآشق نمے شدنــــد ؛ عـــــــآشقــــــآ آدمـ مے شدنــــد !
اِبی بن بست. . .
متنفرم از این تصمیم گرفتن های یک طرفه از این "رفتن های به خاطر خودت" از این آدم هایی که "به نام من" و "به کام خود" عمل میکنند ......
اِبی بن بست. . .
بعضی وقتا اونقدر دلتنگ کسی میشی که اگه بفهمه خودش از نبود خودش خجالت میکشه…
اِبی بن بست. . .
ﻫــــﯿــــﭻ ﭼــــﯿــــﺰ ﻭﻳـــﺮﺍﻧــــﮕــــﺮﺗــــﺮ ﺍﺯ ﺍﻳـــﻦ ﻧـــــﻴﺴـــــﺖ ﻛــــﻪ ﺩﺭﻳــــﺎﺑــــﻴـــــﻢ ﻓـــــﺮﻳــــﺐ ﻫــــﻤﺎﻥ ﻛـﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺧــــــﻮﺭﺩﻩﺍﻳـــﻢ ﻛــــﻪ ﺑــــــــــــــــــــــﺎﻭﺭﺷــــــــــــــﺎﻥ ﺩﺍﺷـــــــــــﺖــــــــــﯿــــــــﻢ