اِبی بن بست. . .
مرا اینگونه باور کن... کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته...؟! نمی دانم مرا ایا گناهی هست..؟ که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست..؟؟؟ مرا اینگونه باور کن
اِبی بن بست. . .
اي بسته به تارو پودم من لايق عشق تو نبودم عشقي که نهفته در دلم بود در راه محبت تو کم بود ....
اِبی بن بست. . .
آفتاب را دوست دارم به خاطر پیراهنت روی طناب رخت باران را اگر می بارد برچتر آبی تو و چون تو نماز خوانده ای، خداپرست شده ام .
اِبی بن بست. . .
دوست داشتن،
صدای چرخاندن کلید است در قفل.
عشق،
باز نشدن آن.
کاری که ما بلدیم اما...
باز کردن در است
با لگد...
اِبی بن بست. . .
اگر بتوانم مانع شکستن یک قلب شوم ، زندگی ام بیهوده نبوده است .
اِبی بن بست. . .
بی کسـی هایم هوای آغوشی را دارد که بی منت به آتـش بکشد ..... تمام نبودن هایت را
اِبی بن بست. . .
به سلامتیه نسل خودمون که خسته شد از بس دزدکی بوسید...دزدکی حرف زد...دزدکی در آغوش گرفت...دزدکی عشق بازی کرد...دزدکی دوست داشت...
اِبی بن بست. . .
می سپارمت به خدا... خدایی که هیچ وقت نخواست تو را به من بسپارد...!
اِبی بن بست. . .
گاهی اوقات فکر کردن به بعضی ها… ناخودآگاه لبخندی روی لبانت می نشاند… دوست دارم این لبخند های بیگاه و آن بعضی ها را