اِبی بن بست. . .
آنقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن نه دستی از برون که همتی از درون لازم است ... حالا اما نمی خواهم برخیزم می خواهم اندکی بیاسایم فردا برمی خیزم وقتی که فهمیده باشم چرا زمین خورده ام ...
اِبی بن بست. . .
گفته بودی فردا، پشت این پنجره ها، غنچه ای می روید، و کسی می آید، روشنی می آرد... دیرگاهیست که من، پشت این پنجره ها منتظرم، ولی اینجا حتی، رد پایی هم نیست!!!!!!
اِبی بن بست. . .
شاید دل من عروسکی از چوب است مثل قصـــــه ی پینوکیــو محبوب است اما چه دماغـــــــــــی داره این بیچاره از بس که نوشته: "حال من هم خوب است.!!"
اِبی بن بست. . .
خوووووب...شب خوبی بود با دوستامم حسابی خندیدیم....شبتون خوش
اِبی بن بست. . .
عشــق همین خنده های ساده ی توست وقتی با تمام غصه هایت میخندی تا از تمام غصه هایم رها شوم...
اِبی بن بست. . .
گـــــاهی ارزش واقعی یک لحظه را تــــا زمــــانــی که به یک "خـاطره" تبدیل شود نمیفهمیم!
اِبی بن بست. . .
چـه قدر تلـــخ شده ای این روزهــا ... قندهــایت را در دل ِ چه کسی آب می کنیــــ ؟!
اِبی بن بست. . .
خووووووووووب منم اومدم دیگههههههههههه