اِبی بن بست. . .
گاهی یک مـوزیـک ِ بی کلام ، صد شعـر می خـوانـد بـرای دلت.. بـرای حس ِ خـیست ، که غـصّه میچـکد... گـاهی صـدایـی تـو را هـوار می زنـد ، بـی آنـکـه خـودت چـیزی نـوشتـه بـاشی !!
اِبی بن بست. . .
گریه ی ِ آخر ِ شب هایم ، انگار کافی نبوده ! این روزها ، اوّل ِ صبح ها هم گریه می کنم.. آی آدمها ، این ها که می نویسم ، یعنی ؛ چقدر زیاد دلم می خواهد ، کسی باشد.. بپرسد : خوبی !!؟
اِبی بن بست. . .
هر وقت گریه میکنم سبک میشوم عجب وزنی دارد این چند قطره اشک ...!
اِبی بن بست. . .
نيستــــي و لـــب هــايـــم تشنـــــه انـد تشنـــــه ي بــــوسيــدنـــت !!! نـــاچـــار منتظــــر مـــي مـــانـــم عاقبـــــت مـــــي رســـــد يـــا جــــان بـه لـــــب يـــا لـــــب بـه جــــان !!!
اِبی بن بست. . .
خـوب کـه فـکر مـیکنـم مـیبینـــم آن روزهـا هـم هیـچ چیـزمـان بـه هـم نمـیخــورد درسـت مثـل حـالا کـه هیــچ چیـزمـان بــه هـم نـمـیخــورد مــگر حــالمـان از هـــم ...
اِبی بن بست. . .
چه تلخ است
" هست " ی که " بود " شود
و " دارم " ی که .. " داشتم "...
اِبی بن بست. . .
می دانی یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل است و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند آن وقت با خودت بگویـی بگذار منتـظـر بمانند !!!
اِبی بن بست. . .
نازم به نيازم كه نيازم شده نازم،خوش باش اگر زندگى ازعشق تو بازم،بى بودن توبودن ما بود ونبود است ، بى شمع و گل ازبودن پروانه چه سود است!
اِبی بن بست. . .
نازم به نيازم كه نيازم شده نازم،خوش باش اگر زندگى ازعشق تو بازم،بى بودن توبودن ما بود ونبود است ، بى شمع و گل ازبودن پروانه چه سود است!
اِبی بن بست. . .
نازم به نيازم كه نيازم شده نازم،خوش باش اگر زندگى ازعشق تو بازم،بى بودن توبودن ما بود ونبود است ، بى شمع و گل ازبودن پروانه چه سود است!