اِبی بن بست. . .
گاهے خيال مے کنم روی دست خدا مانده ایم خسته اش کرده ایم ! خودش هم نمے داند با ما چه کند !
اِبی بن بست. . .
دلم واسه اول دبستان تنگ شده ... وقتي تنها گوشه حياط مدرسه ایستاده بودی يه نفر ميومد و ميگفت!!!!؟؟؟ با من دوست ميشي؟؟؟ !!!
اِبی بن بست. . .
به مامانم میگم میخوام برم بیمارستان ملاقات خاله.. میگه :تیریپِ فامیل دوستی ور ندار ، پرستار خوشگله امروز شیفتش نیست!
اِبی بن بست. . .
وقتهائی هست ، که دلم به خیال ِ تو خیره می شود ، و چشمهایم نبودت را ، تا بلوغ ِ گریه درد می گیرند... وقتهائی مثل ِ تمام ِحالا های ِمن !!
اِبی بن بست. . .
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است
مثل همین باران بی سوال
که هی می بارد
که هی اتفاق آرام و شمرده شمرده می بارد!
اِبی بن بست. . .
يادته زير گنبد کبود تو بودي و کلي آدماي حسود؟ تقصير همون حسوداست که حالا هستي ما شده يکي بود يکي نبود..
اِبی بن بست. . .
هـﮯ دٌختَر کآش بِفَهمـﮯ زِندِگـﮯ بـﮯ تو بَرآـﮯ مَـטּ مَفهومـﮯ نَدآرَد.....
اِبی بن بست. . .
گاهی ندانسته ، از یک نفر ، بُــتی درست میکنی آنقدر بزرگ ، که از دست ابراهیم نیز کاری برنمی آید...!!
اِبی بن بست. . .
سلام سلام سلللللللللللللام
اِبی بن بست. . .
خدافظ تااااااااا فردا ..... با این وضعی که دنبالر تو سیستمه من باز میشه برم بهتره