اِبی بن بست. . .
چـی چـی رو « هـمـه چـی آرومـه » ، چرا کسی خبر از من نداره " دل مـن نـا آرومـه
اِبی بن بست. . .
اینجآ ـَمن نفسـَمـ بهـ شماره اُفتاده
در پے ِ نفس نفس زدن ـهآے تو در آغوشـَش!!!
اِبی بن بست. . .
دردم این نیست که او عاشق نیست دردم این نیست که معشوق من از عشق تهی ست دردم این است که با دیدن این سردی ها من چرا دل بستم...؟
اِبی بن بست. . .
زمــــانـے كـــوه بــودم امـــا حـــالا ديـــگر آدم شــُده امــ میـــرسيـــم بــه هَـــمــ ؟
اِبی بن بست. . .
من از تنها بودن زیاد راضی نیستم ...
ولی خوشحالم كه با خیلی ها نیستم ......
اِبی بن بست. . .
تــنهايی يعنی ؛ ذهنم پر از تو ،
خالی از ديگران است ...
اما کنارم خالی از تو ،
پر از ديگران است
اِبی بن بست. . .
تو کیستی؟ هان؟ یادم آمد... ... تو همانی که روزی با پاهایت آمدی و نماندی و رفتی!!! و من... من همانم که روزی با دلم آمدم و ماندم و ماندم