اِبی بن بست. . .
همیشه سبز میخشکد همیشه ساده میبازد همیشه لشکر اندوه به قلب ساده میتازد من آن سبزم که رستن را تو آخر بردی از یادم چه ساده هستی خود را به باد سادگی دادم
اِبی بن بست. . .
میگی بازم کنار هم دیگه واژه بچین؟ راجب چی؟...باشه بشین چشاتو باز کن یه لحظه مال من باش ....یه لحظه بیا توی حس و حال من باش .....
اِبی بن بست. . .
زيادي خوبي كردم رفتي نموندي با ما آخر خط رسيده دوسم نداري حالا
اِبی بن بست. . .
اومدي بشکني بشکن از من ساده چي مونده قبل تو هر کي بوده تمام تار و پود سوزونده... هميني که باقي مونده واسه دلخوشي تو بشکن تيکه تيکه هاي مو بردن آخرين عشقم تو بکن
اِبی بن بست. . .
نمیخوام بگم که برگرد ..نمیخوام منو ببینی ..چون دیگه چیزی ندارم که بخوای ازم بگیری ...نه دیگه دوست ندارم ...نه دیگه برام مهمی ...نه برو واسه همیشه ...تو دیگه واسم غریبی ...کاش که من عاشق نبودم ...عاشق یه عشق بیهوده نبودم... من دیگه حرفی ندارم.... اینو تو خودت میدونی....
اِبی بن بست. . .
مرا اینگونه باور کن... کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته...؟! نمی دانم مرا ایا گناهی هست..؟ که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست..؟؟؟ مرا اینگونه باور کن
اِبی بن بست. . .
اي بسته به تارو پودم من لايق عشق تو نبودم عشقي که نهفته در دلم بود در راه محبت تو کم بود ....
اِبی بن بست. . .
آفتاب را دوست دارم به خاطر پیراهنت روی طناب رخت باران را اگر می بارد برچتر آبی تو و چون تو نماز خوانده ای، خداپرست شده ام .
اِبی بن بست. . .
دوست داشتن،
صدای چرخاندن کلید است در قفل.
عشق،
باز نشدن آن.
کاری که ما بلدیم اما...
باز کردن در است
با لگد...