اِبی بن بست. . .
مقدّس تـرین جـای ِ دنیــاست اتـاق ِ تنــهایی هـایـم ! وقـــتی ، بـا نیـّـت ِ تــو خـــلوت میکـــنم ...!
اِبی بن بست. . .
این که نامش زندگی است مــــــن را کشت مانده ام در عجب آنکه نامش مرگ است با من چه خواهد کـــــــرد!!!
اِبی بن بست. . .
هَمیـــشه میگفتـــــی : مـــــــن ، یه تار مُوی تو را به هیچ کَس نمیــــــدَهم! اینقَدر تار های مویِ مَن را ... به این و آن دادی تا کَچَــــل شدم ! حـــــــالا برو دســـــت از سر کچلم بردار....!
اِبی بن بست. . .
ماکه بریم تا نیم سساعت دیگه
اِبی بن بست. . .
من عادت دارم نگاه کنم به آدمهایی که از دور می آیند تا آن زمان که ثابت شود "تو" نیستند...
اِبی بن بست. . .
کاری تر از زهر عقربه کوچک ساعت دیواری
که
تمام ثانیه های نبودنت را نیش میزند
زبان مردمی است
که
هنوز سراغ تو را از من میگی
اِبی بن بست. . .
نگاه میکنم...نمیبینم... چشم مرا هوای تو پر کرده گوش میکنم نمیشنوم... گوش مرا صدای تو پر کرده ای چشم من بدونه تو نابینا.... ای گوش من بدونه تو ناشنوا.... با من بمان ...همیشه بمان...باااا من
اِبی بن بست. . .
چه زیبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذیرفتی!
چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !
چه كودكانه ! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك
كردی !
چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به
من آمد!
چه بیرحمانه! م
اِبی بن بست. . .
بگـذار بخـاری و شومینه بـرای ِ آدم هـای ِ تنهـا باشـد ! تـو که هر شب تن ِ تب کـرده ی مـرا داری ...
اِبی بن بست. . .
دعایت میکنم هر شب به عطر میخک و مریم / الهی در دلت هرگز نباشه غصه و ماتم .