دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اِبی بن بست. . .

هر چیزی قابل دونستن نیست . . . هرکسی هرچیزی که باید بدونه میدونه.... درباره »
اِبی بن بست. . .
مرد - متاهل
امتیاز: 9208

دنبال‌شدگان

(507 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(649 کاربر)

گروه‌ها

(35 گروه)

بازدید

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

و یه جای دیگس اما اینجا.... خودمم پیش ِ هوش و حواسم بودم

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

مرد است دیگر ....گاهی تند میشود گاهی عاشقانه میگوید مرد است ....دیگر غرورش آسمان و دلش دریاست ....تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مرد.... تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده ....مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد

این ارسال را بازنشر کرده است.
اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

درد روحمـ را میخراشد همچونـ دُشمنیـ پُر قدرتـ و مـــ ن ناتوانتر از آنکهـ بتوانمـ بجنگمـ صدایـ ِ شیونـ ِ روحمـ را بهـ نظارهـ نشستهـ امـ ...

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

جایی باید باشه... جـــایـے بـایـــ ـد باشــد غــیـ-ـر از ایــטּ کـنـج تـنـهایـــے ! تــــا آدمــــ گــــاهـے آنـجـا جــــ ـآטּ بــدهــ ـد ...! مــثـــ ـلا" آغـــوشـــ تـــ ـو ! جـــ ــاטּ میــدهـ ــد براے جـاטּ دادטּ

این ارسال را بازنشر کرده است.
اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

سالهاســــت عبور کرده ام از خویش . . یادم بخیــر . . .

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

شخصی مادر پیرش را در زنبیلی می گذاشت و هرجا می رفت، همراه خودش میبرد. روزی حضرت عیسی او را دید، به وی فرمود: آن زن کیست گفت مادرم است. فرمود: او را شوهر بده. گفت: پیر است و قادر به حرکت نیست. پیرزن دستش را از زنبیل بیرون آورد و بر سر پسرش زد و گفت: آخه نکبت! تو بهتر می فهمی یا پیغمبر خدا؟

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

این خر درونمه که دوست داره ... وگرنه میدونی که خودم ازت مــتـنـفـرم

این ارسال را بازنشر کرده است.
اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

حالم خرابه....داغونم....از موندم خستم......

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

دانشمندان به یه نتیجه منطقی رسیدن: از یه جائی‌ به بعد بحث کردن دیگه فایده ایی نداره،باید فحش بدی !

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

حواســــم را هرکــــجا که پــرت می کـــنم باز کـــنار تـــو می افتد ..........

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

زیاد فرق نکرده خود ِ خودشه فقط اونی که داره باهاش قدم میزنه من نیستم ...

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

سکوتـــ میکنمـــ به احتــرامـــ آنــ همه حرفــــ هایی که در دلــــم مُـــرد

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

از تـ ُ چـهـ پنهــانـ گــاهۓ برایـم آنقـدر خواستنـۓ مۓ شوۓ کـ شـروع مۓ کنم بـ شمــارش تکـ تکـ ثانیـهـ براۓ یکـ بار دیگـر رسیـدن بـ بوۓ تنتــ ...

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

خدايـــا ؛ ايـن روزهــا حرفهـــايم بويـــِ نـ ـاشـــکري مي دهنــد ... امـــا تـــو... بـه حســـاب تنهــ ــ ـايي و درد دلــ بگـــذار...!

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

داستان غم انگیزی است دستی که داس را برداشت همان دستی است که یک روز در خواب های مزرعه گنــــــــــدم کاشت ......!

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

با تمــــام فعل هايی که با نون نشدن صرفــــــ ميشوند ميتوان کنــــار آمد اما فعــــــل نديدن خنده هايتــــــــ را نمی توان صرفــــــــ کــــرد . . .