اِبی بن بست. . .
هر شب تسبیح می زنم خاطرات را دانه... دانه... دانه...
اِبی بن بست. . .
شکستن دل به شکستن استخوان دنده میماند ... از بیرون همهچیز روبهراه است ... ! اما هر نفس ... درد است که میکشی ... !!!
اِبی بن بست. . .
قلک سفالین خاطراتم را بشکن! سکه سکه یاد توست که می ریزد به دامانم،،،
اِبی بن بست. . .
تويي که مي خوني بشنو ، بشنو از زمين باير يک سرزمين سوخته ، بشنو از شاخه خشک شده ، از ابر بغض کرده ، از همه اينها فقط يه کلمه مي شنوي: مرگ!!!
اِبی بن بست. . .
تا کی بگم ای خدا مگه دل درد آشنام هرچی کشیده بس نیست رنجی که دیده بس نیست
اِبی بن بست. . .
خــدایــا...! ایــنــکه مــیــگن از رگ ِ گــردن نـزدیـکـتـری و ایــن حرفـا در ســطح ِ فـَهم و درکِ مــن نـیـسـت! "یه دیقه بـیـا پائـیـن" بـغـلـم کن ... !
اِبی بن بست. . .
مادر تنها کسيست که ميتوان "دوستت دارم"هايش را باور کرد حتي اگر نگويد
اِبی بن بست. . .
کمی فاصله بگیر من با مرده ها میانه ی خوبی ندارم ! تو در خاطرات من "مرده" محسوب می شوی...
اِبی بن بست. . .
دلم را با پـــــَر قو پـــــــُر کردم
احساست را بخوابان ...
جايش گرم است
آسيبي نمي بيند
اِبی بن بست. . .
احساس آرامشی که در “خفه شو” میباشد را هیچ گاه نمیتوان در “عزیزم لطفا صحبت نکن” یافت !