اِبی بن بست. . .
اگه می دونستی چقدر تنهام.برام اشک می ریختی.... اگه می دونستی چقدر برات اشک می ریزم این همه تنهام نمی ذاشتی....
اِبی بن بست. . .
من آن دیــــوانه ی خیره به راهم نشسته عشق در سمت نگاهم..... چنان عاشق شدم بر روی ماهت که گم کردم زمان و سال و ماهم
اِبی بن بست. . .
دوستای گلم من فعلا برم تااااااااااا فردا خداحافظ کوچیکه همتونم.....
اِبی بن بست. . .
داغـــونی اَم از آنجـــــا شــــروع شُـــــد کــــه فَهمیـــــدَم . . . اَز میـــــان ایـــــن همـــــه "بـــود" مَــــن در آرزوی یکــــی اَم کــــه " نَبـــــود ...
اِبی بن بست. . .
خداحافظی که می کنیم برایم انگار آخرین دیداربوده است ... ... وتاباردیگرکه ببینمت به اندازه ی سفیدشدنِ موهایم زمان خواهدگذشت، حال آن که هرروز همدیگر رامی بینیم!
اِبی بن بست. . .
من شیفته ی ِ میزهای ِ کوچک ِ کافه ای هستم..که بهانه ی ِ نزدیک تر نشستن ِ مان می شود.. و من .. روبه روی ِ تو ..می توانم تمام ِ شعر های ِ نگفته ی ِ دنیا را یک جا بگویم
اِبی بن بست. . .
روزگــــــار ؛ نبودنت را برایم دیکتـــه می کند ... و نمره ی من باز می شود صفـــــــــــر ... هَنـــــــوز ... نبودنت را یاد نگرفته ام !!!
اِبی بن بست. . .
درد،مرا انتخاب کرد. من،تورا تو،رفتن را... اسوده برو،دلواپس نباش!!! من و درد و یادت تا ابد باهم هستیم. غصه نخور... کنار امده ام با نبودنت. خیلی که دلم بگیرد،گریه می کنم..
اِبی بن بست. . .
حلالم کن اگر دوری اگردورم... اگر با گریه میخندم ....حلالم کن که مجبورم ...بگو عادت کنم بی تو که میدونی نمیتونم که میدونی نفس هامو به دیدار تو مدیونم...
اِبی بن بست. . .
يه فنجان خالي … ؟
را که نگاه ميکنم گلـويم
به خاطر چاي هايي که با ( تو ) نخورده ام
چقدر ميسوزد…
اِبی بن بست. . .
حرف کمی نبود قرار ومدار عشق.... اما چه فایده – که نفهمیم یار را...! ای روح های ناب ! دوباره به پا کنید قدری برای اهل زمستان بهار را !
اِبی بن بست. . .
مـ ــ ــ ـدادهای رنگيـ ـــ ــم را بيــ ـــ ـاوريد از تــ ــ ــکرار روزهـــ ــ ـای خاکســ ــ ــتريم خستــ ــــ ـــ ـــه ام!
اِبی بن بست. . .
مـ ــ ــ ـدادهای رنگيـ ـــ ــم را بيــ ـــ ـاوريد از تــ ــ ــکرار روزهـــ ــ ـای خاکســ ــ ــتريم خستــ ــــ ـــ ـــه ام!