اِبی بن بست. . .
مات مانده ام هنوز ....که چرا پاهايت هم قدم پاهای من نبود!!؟!
اِبی بن بست. . .
ســرمـ را کـه تکیـه می د ـهـم بـه سینـه ی ِ مـردانـه اَت همـه ی ِ کوه ـهـا کــم می آورنـ َد اَمنــ ِ آغـوشـ ِ توستــ کـه بهـانـه ایی می شــوَد بـرای ِ ـهـزار بـاره پیــدا شـدن در حریمـ َت ...
اِبی بن بست. . .
نمی دانی چطور گیج می شوم وقتی هر چه می گردم معنی نگاهت در هیچ فرهنگ لغتی نیست!
اِبی بن بست. . .
عجب رقیبیست روزگار
همیشه مرا مات میکند در
بازی شطرنج زندگی
اِبی بن بست. . .
بـه زیـر آسمانیـ گـــــریانــ ، می گـــریـم دلــم ناگــاه می لـــرزد... من تنهــــای تنهـــــایم ....بـــدونـــ تـــو ، بــدونـــ ما
اِبی بن بست. . .
بدونـــ دستــــ گرمیـــ که بگیــــرد دستـــ ســـردم را ...آغــوشـــ امنیـــ کـه بکاهـــــد حســ ترســـم را... آریـــ ، اینـــ منــــم اینجـــا ...
اِبی بن بست. . .
بود...پیدا شد...آشنا شد...دوست شد...مهر شد... گرم شد...عشق شد...یار شد...تار شد...بد شد... رد شد...سرد شد...غم شد...بغض شد...اشك شد... آه شد...دور شد...گم شد...
اِبی بن بست. . .
فرعی که میگویم به بن بست میرسیم بگذار راست و مستقیم بگویم دلــــــتــــ ـ ــنـــگـــ ـــ ــم .....
اِبی بن بست. . .
از چشم هیچ کسی نمی شود خواند که دوستتان دارد یا نه .... ! بس که برای نفر قبلی گریه کرده ، حالت چشمانش عوض شده !!
اِبی بن بست. . .
درد یعنی ......... عاشقانه هایی که مینویسم تا دیگران را به یاد عشقشان بیندازم.. بدون آنکه عشق ِ کسی باشم.. یا حتی ، در یاد ِ کسی ...!