arash azimi
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم همه شب به تصویر تو می پردازم چیستی؟؟؟ خوابی٬خیالی٬سفری٬خاطری که در این خلوت شبها به تو می اندیشم. اگر آینده به یک پنجره تبدیل شود... پشت آن پنجره حتی به تو می اندیشم. ...دل خوش باش ٬به حقیقت٬به غزلتو به حافظ٬ من که تنها به تو...... تنها به تو می اندیشم.
arash azimi
دل اگر تنها است .. دل اگر غمگین است …تو چرا غمگینی ؟؟ مگر این دل .. دل توست ؟؟ من اگر شادانم .. من اگر خندانم .. همه از بودن توست … تو که در قلب منی .. لحظه لحظه با منی … بودنت بودن من .. رفتنت رفتن من .. من و تو گمشده در دشت غمیم … در نگاه من و تو ‚ دشت غم . دریاییست !!
arash azimi
دوست داشتن درد است نه دردی که از پای بیفکند دوست داشتن زخم است زخمی که انسان با دست خویش بر قلب میزند جریانی تند و دائم از مبداء تا مقصد دوست داشتن فریاد همیشگی قلبها است و دردی است که مرحمش درد است
arash azimi
درمیان من وتو فاصله هاست گاه می اندیشم می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری تو توانایی بخشش را داری دست های تو توانایی آن را دارد که مرا زندگانی بخشد
arash azimi
تـن تـو آهـنگی است و تـن من کلمه ای است که در آن می نـشیند تا نـغمه ای در وجود آیـد سروده ی که تـداوم را می تـپد در نگاهت همه ی مهـربـانی هاست قـاصدی که زنـدگی را خبر می دهد. و در سکـوتـت همه صداها فـریـادی که بـودن را تـجربـه می کـند.
arash azimi
قصه از آنجا شروع شد که خیلی عصبانی شد گفت:اگه دوستم داری ثابت کن گفتم چه جوری؟ تیغ رو برداشت و گفت : رگتو بزن گفتم:{{مرگ}} و {{زندگی}} دست خداست گفت: پس دوستم نداری تیغو برداشتم و رگمو زدم وقتی داشتم تو آغوش گرمش جون می دادم آروم زیرلب گفت : اگه دوستم داشتی تنهام نمی ذاشتی.....
arash azimi
از چه بنویسم از دره های عجیب زندگی یادشت های سبز خیال از حوض نقر ه ای دلم که در زمستان زندگی یخ بسته است ویا از ماهی های آرزو که در خزان بی بهار در این حوض پرسه می زنند برای مخاطبی از دور نمی دانم ولی دیگر آیا پنجره ی دلت از یاسهای محبت با نصیب می شوندو....
arash azimi
دیشب یه بغض کو چو غربت گریمو شکست با همه دلتنگیام یه گوشه قلبم نشست نم نم بارونی شدو آب داد به گل پیرهنم با یه دنیا دلواپسی گم شد تو دشت دامنم گریه بارون من بخاطر تو بود و بس من گفتم که دوستت دارم اما تو گفتی دیگه بس
arash azimi
گفتم خدایاازهمه دلگیرم،گفت حتی من؟ گفتم نگران روزیم:گفت آن بامن گفتم خیلی تنهام :گفت تنهاترازمن؟ گفتم درون قلبم خالیست:گفت پرش کن ازعشق من گفتم دست نیازدارم:گفت بگیردست من گفتم ازتوخیلی دورم:گفت من ازتونه گفتم آخرچگونه آرام گیرم؟گفت بایادمن گفتم بااین همه مشکل چه کنم؟گفت توکل به من گفتم هیچ کسی کنارم نمانده:گفت بجزمن گفتم خدایاچرااینقدرمیگویی من؟گفت چون من ازتوهستم وتوازمن....
arash azimi
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است… دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد … دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…
arash azimi
دعایت کردم میان ربنای سبزدستانم دعایم کردی سرسجاده سبزت،میان بغض چشمانت گمانم هم دعای توبگیرد هم دعای من...
arash azimi
عاشقانه بنگر... به یاد داشته باش هروقت دلتنگ شدی به آسمان نگاه کن کسی هست که عاشقانه تو را مینگرد و منتظر توست اشکهای تو را پاک میکند. دستهایت را صمیمانه میفشارد تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی به آسمان نگاه کن و اگر باور داشته باشی میبینی حتی ستاره ها هم با تو حرف میزنند باور کن که با او هرگز تنها نیستی هرگز کا[!]ت فقط عاشقانه به آسمان نگاه کنی...
arash azimi
تورو به خدا برا من مواظب خودت باش گریه نکن آروم بگیر به فکرزندگیت باش غصم میشه اگه بفهمم داری غصه می خوری شکایت از کسی نکن با این که خیلی دلخوری دلت نگیره مهربون عاشقتم اینو بدون دلم گرفته می دونی از هم جدا کردنمون دل نگرونتم همش اگه خطا کردم ببخش بازم منو بخاطر تموم خوبی هات ببخش منوووووووووببخشششششش منوووووووووببخشششششش