دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

arash rezaei

arash rezaei
مرد - متاهل

دنبال‌شدگان

(25 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(56 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

arash rezaei
arash rezaei

ما اومديم باز جو رو عوض كنيم

arash rezaei
arash rezaei

مامانم آجیلارو واسه عید قایم کرده بود الان هرچی میگرده خودشم پیداش نمیکنه..

arash rezaei
arash rezaei

برای متقاعد کردن مردا به ترک سیگار صحبت کردن از بیماری هایی مثل سرطان و سکته قلبی جواب نمی ده،بهتره از عوارضی مثل ناتوانی جنسی صحبت کنین !

arash rezaei
arash rezaei

تا وقتی مجردی هرکی بهت میرسه میگه تو که همه چی داری چرا ازدواج نمیکنی؟ وقتی ازدواج کردی هرکی بهت میرسه میپرسه تو که همه چی داشتی واسه چی ازدواج کردی!

arash rezaei
arash rezaei

فضا غمگينه.. يه كم جو رو عوض كنم

arash rezaei
arash rezaei

اين داغه داغه یه آبادانیه و لره میرن شبونه یک دیوار رو خراب کنند. آبادانیه میگه: تو چراغ رو بگیر من پتک میزنم. آبادانیه یک پتک که میزده یک آجر می افتاده. لره میگه: بیا تو چراغ بگیر تا من پتک بزنم. آبادانیه میره چراغ بگیره و لره با یک ضربه تمام دیوارو میریزه پایین! آبادانیه میگه : ولک حال کردی....اینطوری چراغ میگیرنا!!!!!

arash rezaei
arash rezaei

پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد. از او پرسید : آیا سردت نیست؟ نگهبان پیر گفت : چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم. پادشاه گفت : من الان داخل قصر می روم و می گویم یکی از لباس های گرم مرا را برایت بیاورند. نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده اش را فراموش کرد. صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند، در حالی که در کنارش با خطی ناخوانا نوشته بود : ای پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل می کردم اما وعده ی لباس گرم تو مرا از پای درآورد ...

arash rezaei
arash rezaei

دو گدا تو یه خیابون شهر رم کنار هم نشسته بودن. یکیشون یه صلیب گذاشته بود جلوش، اون یکی یه ستاره داوود... مردم زیادی که از اونجا رد میشدن به هر دو نگاه میکردن ولی فقط تو کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول مینداختن. یه کشیش که از اونجا رد میشد مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که پشت صلیبه پول میدن و هیچ کس به گدای پشت ستاره داوود چیزی نمیده. رفت جلو و گفت: رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا یه کشور کاتولیکه، تازه اینجا مرکز مذهب کاتولیک هم هست. پس مردم به تو که ستاره داوود گذاشتی جلوت پول نمیدن، به خصوص که درست نشستی بغل دست یه گدای دیگه که صلیب داره جلوش. در واقع از روی لجبازی هم که باشه مردم به اون یکی پول میدن نه به تو. گدای پشت ستاره داوود بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت: هی "موشه" نگاه کن کی اومده به برادران "گلدشتین*" بازاریابی یاد بده؟!

arash rezaei
arash rezaei

خدایا پاره شدیم از خوشحالی و زندگی مرفه!! دو دقیقه روی بقیه ی کشورها تمرکز کن!!!

arash rezaei
arash rezaei

با آرامشم اعتماد پشه رو جلب کردم.. و بعد کشتمش ..! از این دورویی خودم بیزارم

arash rezaei
arash rezaei

دقت کردین تو سریال های ایرانی شب که میشه زن و شوهر شب اول عروسی دعواشون میشه و مرده میره رو کاناپه میخوابه، فرداشم زنه میره آزمایشگاه، بهش میگن بارداری! یعنی... گرده افشانی کردن؟؟؟

arash rezaei
arash rezaei

سلامممم اين براي تست نونو هست!