دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آراز تورک

آراز تورک
مرد
امتیاز: 161.95

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(81 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

آراز تورک
آراز تورک

@ملیحه روی ِ مـــن شـــرط بـبـنـد... !!! تـمــام ِ" دل " هــــا را رد کـــرده ام... ! چـشــم بــسـتــه ایـــن قـمـار را مـی بــرم.... دوسـت داشتــن ِ " تـــو " ، بــی دل است

آراز تورک
آراز تورک

@ملیحه آفتاب ، پنجره را ميشناسد حتي اگر بسته باشد مهتاب ، به ديدارم ميآيد حتي اگر خسته باشد و دل ،هواي تو را دارد حتي اگر شکسته باشد

آراز تورک
آراز تورک

سلامتی رفیقی که... یه روز میاد سر خاکم امّا نمیتونم جلوش بلند شم... ولی افتخار میکنم که خاک زیر پاشم. خاک پاتم رفیق

آراز تورک
آراز تورک

وقتی تمام شیرها پاکتی اند وقتی همه ی پلنگ ها صورتی اند وقتی پهلووناش دوپینگی اند ایراد مگیر که عشق ها ساعتی اند!

آراز تورک
آراز تورک

آدم ها زود پشیمان میشوند… ! گاهی از گفته هایشان، گاهی از نگفته هایشان… گاهی از گفتن نگفتنی هایشان… و گاهــــــــــــــــی هم از نگفتن گفتنی هایشـــــــان…

آراز تورک
آراز تورک

آنقدر پیش این و آن از خوبــــــــی هایش گفتم که وقتی سراغش را می گیرند شرم دارم بگویم تنهایــــــــم گذاشت!!!

آراز تورک
آراز تورک

دير آمدی موسی ، دوره ی اعجاز ها گذشته است عصايت را به چارلی چاپلين هديه کن که کمی بخنديم

آراز تورک
آراز تورک

حرارت لازم نیست ، گاهی از سردی نگاهت میتوان آتش گرفت

آراز تورک
آراز تورک

شاید تو… سکوت میان کلامم باشی! دیده نمیشوی اما من تو را احساس می کنم! شاید تو …. هیاهوی قلبم باشی! شنیده نمیشوی اما من تو را نفس می کشم!

آراز تورک
آراز تورک

"سرما" که تنها برای زمستان نیست.! تو که نیستی، دلم "گرمِ" هیچ صحبتی نمی شود ...

آراز تورک
آراز تورک

مترسک عروسک زشتیست که از مزرعه مراقبت میکند و آدمی مترسک زیباییست که جهان را می ترساند . . .

آراز تورک
آراز تورک

√ دیوانه ام می كند ...! فكر اینكه .. زنده زنده .. نیمی از من را .. از من جدا كنند ! لطفا ... تا زنده ام بــــــــــــــــــمان.....

آراز تورک
آراز تورک

خودم را دوست دارم از روزی که دریافته ام جز کسی را ندارم که بدهد برایم آواز بخواند و با همۀ ترکم نکند.. . از وقتی را دیگر نیستم

آراز تورک
آراز تورک

پیرمرد لاغر و رنجور با دسته گلی بر زانو روی صندلی اتوبوس نشسته بود . دختری جوان، روبه روی او، چشم از گل ها بر نمی داشت. وقتی به ایستگاه رسیدند، پیرمرد بلند شد، دسته گل را به دختر داد و گفت: می دانم از این گل ها خوشت آمده است. به زنم می گویم که دادم شان به تو. گمانم او هم خوشحال می شود. دختر جوان دسته گل را پذیرفت و پیرمرد را نگاه کرد که از پله‏های اتوبوس پایین می رفت و وارد قبرستان کوچک شهر می شد!

آراز تورک
آراز تورک

@sepid گفتی دوستت دارم و من به خیابان رفتم. فضای اتاق برای پرواز کافی نبود.

این ارسال را بازنشر کرده است.