آراز تورک
کوه پرسید ز رود... زیر این سقف کبود،راز ماندن در چیست؟ گفت: در رفتن من کوه پرسید و من؟ گفت: در ماندن تو بلبلی گفت : ومن؟ خنده ای کرد و گفت: در غزل خوانی تو آه از آن آبادی که در آن کوه رود رود،مرداب شود و در آن بلبل سرگشته... سرش را به گریبان ببرد و نخواند دیگر من و تو بلبل و کوه و رودیم... راز ماندن جز در خواندن من ماندن تو رفتن یاران سفر کرده مان نیست بدان!
آراز تورک
مردان، تنها زماني ميتوانند وجود زنان را تاب آورند و سرانجام از خودشكوفايي زنان كه انسانهاي كامل هستند لذت ببرند كه از نيرو و خودباوري كافي برخوردار باشند و يكپارچه شوند.((آبراهام مازلو)) خطاي اين گفته را گزارش دهيد
آراز تورک
معروف است که رضا شاه هراز گاهی با لباس مبدّل و سرزده به پادگان های نظامی ميرفت تا از نزدیک اوضاع را بررسي کند؛در یکی از این شبها که سوار بر جيپ به طرف پادگانی میرفت، در بين راه سربازی را که يواشکي جيم شده بود و بعد از عرق خوري های فراوان، مست و پاتیل، به پادگان بر میگشت را سوار کرد؛ رضا شاه با لحني شوخ و برای آنکه از او حرف بکشد، به سرباز گفت: ناکس! معلومه کمی دمی به خُمره زدی؟ سرباز با افتخار گفت: برو بالا... یعنی بیشتر رضا شاه: يه ليوان زدی؟ سرباز: برو بالا رضا شاه: یه چتول زدی؟ سرباز: برو بالا رضا شاه: يه بطر زدی؟ سرباز: بزن قدّش بعد رضا شاه میگه: حالا ميدونی من کیم؟ سرباز کمي جا میخورد و میپرسد که: نکند که گروهبانی؟ رضا شاه: برو بالا سرباز: افسری؟ رضا شاه: برو بالا سرباز: تيمسار؟ رضا شاه: برو بالا سرباز: سردار سپه؟ رضا شاه: بزن قدّش همینکه رضا شاه به او دست میدهد، لرزش دستان سرباز را احساس میکند. از او میپرسد: چیه؟ ترسیدي؟ سرباز: برو بالا رضا شاه: لرزیدی؟ سرباز: برو بالا رضا شاه: ريدي؟ سرباز: بزن قدّش
آراز تورک
در عرض یک دقیقه می شه یک نفر رو خرد کرد در یک ساعت می شه یک نفر رو دوست داشت و در یک روز فقط یک روز می شه عاشق شد ولی یک عمر طول می کشه تا کسی رو فراموش کرد . . .
آراز تورک
روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود. علت ناراحتی اش را پرسید. شخص پاسخ داد : در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم. جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم. سقراط گفت : چرا رنجیدی ؟ مرد با تعجب گفت: خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است. سقراط پرسید : اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد به خود می پیچد. آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی ؟ مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم. آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود.
آراز تورک
به جرم نبودنت نفس هایم را در سینه محکوم می کنم به حبس ابد! کمرم زیر آوار خاطراتت تاب نمی آورد و در کابوس شب های بی تویی می میرم به همین سادگی...!
آراز تورک
نمی دانم اگر روزی کوچه علی چپ ، مشمول طرح ترمیم بافت فرسوده شود ، وقتی من و تو پس از مدت ها ؛ یکدیگر را بر حسب اتفاق ببینیم ! چه خاکی بر سر خواهیم کرد . . . ؟!
آراز تورک
دلتنگی گاهی از تو یکی می سازه که خودتم نمی شناسیش! ساکت سرد دلزده از زندگی...
آراز تورک
دلـَم یـک تـَصـادُف جـدی می خواهـد! پُـر سـر و صـدا، آمبـولانـس ها سـَراسیـمه شـوند و کــار اَز کــار بـــَــگـذَرَد..
آراز تورک
if one night you wake up and a big fat male is trying to put you in a sack please don’t be afraid because i told santa all i want for christmas is you اگه یه شب بیدار شدی و دیدی یه مرد چاق و گنده داره تورو توی کیسش میزاره لطفا نگران نشو. چون من به بابا نوئل گفتم تورو برای کریسمس میخوام!
آراز تورک
من غرورم را به راحتی به دست نیاوردم که هروقت دلت خواست خردش کنی غرور من اگر بشکند با تکه هایش شاهرگ زندگی تورا نیز خواهد زد..
آراز تورک
ﺑـــﯽ ﺣـــﺲ ﺷـــﺪﻩ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ! ﺍﺯ ﺑﻐـــــﺾ ! ﻓﻘـــﻂ ﮔـــﺎﻫــــﯽ ، ﺧــــﻂ ﺍﺷـــﮑــــــﯽ ... ﻣﯽ ﺳـــﻮﺯﺍﻧـــﺪ ﺻـــــﻮﺭﺗــــــﻢ ﺭﺍ !!!
آراز تورک
سوت پایان را بزنید!!! "سادگیم" حریف هرزگی زمانه نمیشود!!!!!!!!قبوله باختم....