دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آرزو
زن - مجرد
امتیاز: 1909.85

دنبال‌شدگان

(369 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(267 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

آرزو
آرزو

تا کی دل من چشم به در داشته باشد ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد آن باد که آغشته به بوی نفس توست از کوچه‌ی ما کاش گذر داشته باشد... اللهم عجل لولیک الفرج...

آرزو
آرزو

روزی دروغ به حقیقت گفت : میل داری با هم به دریا برویم و شنا كنیم ، حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد . آن دو با هم به كنار ساحل رفتند ، وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد . دروغ حیله گر لباسهای او را پوشید و رفت . از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است ، اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود . . بین تموم دروغات ...حتی نبود یه حرف راست... اما اینو یادت باشه ...دروغگو دشمن خداست! ...

آرزو
آرزو

@kamran یک نفر امد قرارم را گرفت / برگ و بار و شاخسارم را گرفت /چهار فصل من بهاران بود ، حیف / باد پائیزی بهارم را گرفت /اعتباری داشتم در پیش عشق / با نگاهی ، اعتبارم را گرفت /عشق یا چیزی شبیه عشق بود / آمد و دار و ندارم را گرفت . . .

آرزو
آرزو

@نــازی SG سیب سرخی را به من بخشید و رفت ساقه سبز دلم را چید و رفت عاشقی های مرا باور نکرد عاقبت برعشق من خندید و رفت اشک در چشمان سردم حلقه زد بی مروت گریه ام را دید و رفت

آرزو
آرزو

هرجای ای دنیا که باشی من با توئم تنهای تنها من با توئمهر جا که هستی حتی اگر با هم نباشیم حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در اینعالم نباشیم حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در این عالمنباشیم این خانه را بگذار و بگذر با من بیا تا کعبه ی دل باور نکنتنهاییت را من با توئم منزل به منزل

آرزو
آرزو

تو مرا می فهمی من تو را می خواهم وهمین ساده ترین قصه یک انسان است تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی

آرزو
آرزو

من اینجا دور از تو با فاصله ها میسازم ... صندلی جلوی پنجره نگاهی سرد ...بی رنگ ... ورقهای کاغذ پراکنده بر زمین مملو از سیاهی شعر هایم شعرهایی که سراسر پر شده از تو از کسی که تمام قصه هایم شد تمام دنیایم شد ثانیه به ثانیه همراهم شد رویای شبهای سیاهم شد قلمم جان میکند بر صفحه این کاغذ گویا او هنوز به بازگشتت امید دارد کاش بازگردی ...

آرزو
آرزو

خنده های مکرر تو ، دِرو می کند ، ایمانم را اذان است ، همه در حال دعا و فقط من ، منتظر غرق شدن در هیاهوی نفس های تو .... و دل را بشارت می دهد به تجربه ای از جنس رویا ... هجوم نفس های تو ، بر باد می دهد تمام بود و نبودم را و من را در آغوش تو به رقص در می آورد ای آرامش دهنده شب های بی قراری ، ما در آرامشیم و فقط نگاه گوینده و شنونده بین من و توست زمان فراموش می شود شمع ها طاقت این همه گرما را ندارند ، ذوب می شوند اتاق در تاریکی مطلق فرو می رود و همچنان ما در آغوش همیم

آرزو
آرزو

خدایا کفر نمیگویم پریشانم چه می خواهی تو از جانم ؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی

آرزو
آرزو

نمی خواهم برگردی این را به همه گفته ام حتی به تو به خودم اما نمی دانم چرا هنوز... برای آمدنت فال میگیرم

آرزو
آرزو

مجنون همیشه مرد نیست... گاهی مجنون دخترکی تنهاست که زمانی لیلی کسی بود...

آرزو
آرزو

به غضنفر میگن عاشقانه نشستی کنار دریا به چی فکر میکنی؟ میگه به اینکه اگه این آب دریا ابگوشت بود،چقدر نون میخاس تا تیلیتش کنی؟؟

آرزو
آرزو

آرزوی قشنگی ست، داشتن رد ِپای ِ تو، کنار رد ِپای ِ من بر دشت سپید پوشیده شده از برف، اما هنوز نه برف آمده، نه تو...

آرزو
آرزو

ببخش .. اگر شعرهایم هیچ آهنگــــی ندارد ... آخر ؛ تویــی را در خود جای داده !.. که به هــزار قافیه و ردیـف و آهنگ می ارزد..!