علیرضا جمشیدی کاریکلماتور
کودک از غم ترکیدن بادکنک ، غم باد گرفت . A R J
علیرضا جمشیدی کاریکلماتور
لحظه ای که به خودشناسی رسید ، بالا آورد . A R J
علیرضا جمشیدی کاریکلماتور
با هوشمندسازی مدارس ، بجای ناظم ، دیوارها سر بچه ها داد می کشند . A R J
علیرضا جمشیدی کاریکلماتور
تنها فعلی که معلم نمی تواند صرف کند ، "بخور بخور " است . A R J
علیرضا جمشیدی کاریکلماتور
آدم تنها ، تمام سلول هایش انفرادی است . A R J
علیرضا جمشیدی کاریکلماتور
ایستگاه خط فقر ، همیشه شلوغ است . A R J
علیرضا جمشیدی کاریکلماتور
کاریکلماتور های من : گور خر ، الاغ هفت خطی است که برای سواری به کسی رو نمی دهد .
علیرضا جمشیدی کاریکلماتور
کاریکلماتور های من : خروس با کلاس ، مرغی را گرفت که برایش تخم مرغ مارکدار بزند .
علیرضا جمشیدی کاریکلماتور
کاریکلماتور های من : کله پزی زد تا پاچه خوارها را بدور خود جمع کند .
علیرضا جمشیدی کاریکلماتور
توجه ، دوستان جان : با دیدن این چهره اولین چیزی که در ذهنتان می آید را در یک عبارت کوتاه بنویسید .
علیرضا جمشیدی کاریکلماتور
سقط جنین ، قتل در تاریکی است . A R J
علیرضا جمشیدی کاریکلماتور
کارگردان تآتر ، از راه صحنه سازی نان می خورد . A R J