arminT2
بچه ها در ناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند. سرميز يک سبد سيب بود که روى آن نوشته بود: فقط يکى برداريد. خدا ناظر شماست. در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچه ها رويش نوشت: هر چند تا مى خواهيد برداريد! خدا مواظب سيب ها هست
arminT2
تا توانی در جهان یک رنگ باش، فرش از صد رنگیش در زیر پاست
arminT2
دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم، نه برای اينکه آنهايی که رفتند را باز گردانم، برای اينکه نگذارم اصلا بيايند ...
arminT2
نـــمے دانــمـ چـــرا ... ؟ عادتـــــ کــَـرده ایم کـــه یــکے بــاشـد ... و دیـگـــرے نبــاشـد؛ انــگار اگــر هر دو باشند ، تـمــــام معادلات دنـــیا به همـ مے ریـــزد... بیا هر دو باشیم و نقص کنیم قانون یکی بود یکی نبود را
arminT2
گویند کسان که روز عید آمده است ........ این نکته بطبع من بعید آمده است //// روزیست به ماعید که گویند همه ........ زان یار سفرکرده نوید آمده است *ولادت امام زمان(عج) مبارک*