arminT2
لبخندم را گم کرده ام در کوله باری که صاحب آن قه قهه هایش زمین را پر کرده است...
arminT2
خستگی های تنم را د َر میکنم با یاد ِ تو بی معرفت
arminT2
مادر، با دستهایت به بالا پرت میشدم و در آغوشت سقوط میکردم... و بدون آنکه خود بدانم چون خدایی مراقبم بودی... چون خدایی در خانه، پارک و مدرسه... حال دیگر آسوده باش مادر... شاید توان لبخندی چون لبخند کودکیهایم به لبهایت نقش بستنم را نیست... اما با صداقت مادری ات سرباز پیری ات خواهم بود...
arminT2
بزن تو دهن تاریخ! ( برو تو دیدگاه)
arminT2
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است… / دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد
arminT2
شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست/ این شقایق با نگاهی سرد پرپر میشود
arminT2
در روزهایی که دلم شکسته بود یاد حرفهای "پدر ژپتو" افتادم که میگفت: پینوکیو ! چوبی بمان... آدم ها سنگی اند... دنیایشان قشنگ نیست...