omidian
به یارو میگن فهمیدی زلزله اومد؟ میگه نه من روم اونور بود !
omidian
یارو چیست !؟ موجودی که به شدت در مقابل فهمیدن مقاومت میکند !
omidian
سلام به بچه های دنبالر این ایامو بهتون تسلیت میگم.
omidian
یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ….. دومی میگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه میگه و میخنده …. سومی میگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم
omidian
امام محمد تقی، معروف به جواد الائمه(علیه السلام) در دهم رجب سال 195هـ قمری متولد شده اند. از آنجا كه امام جواد نخستين امامى بود كه در خرد سالى به منصب امامت رسيد (1) ، حضرت مناظرات و بحث و گفتگوهايى داشته است كه برخی از آنها بسيار پر سر و صدا و هيجان انگيز و جالب بوده است. علت اصلى پيدايش اين مناظرات اين بود كه از يك طرف، امامت او به خاطر كمى سن براى بسيارى از شيعيان كاملا ثابت نشده بود (گرچه بزرگان و دانايان شيعه بر اساس عقيده شيعه هيچ شك و ترديدى در اين زمينه نداشتند) ازاين رو براى اطمينان خاطر و به عنوان آزمايش، سؤالات فراوانى از آن حضرت مىكردند. از طرف ديگر، در آن مقطع زمانى، قدرت «معتزله» افزايش يافته بود و مكتب اعتزال به مرحله رواج و رونق گام نهاده بود و حكومت وقت در آن زمان از آنان حمايت و پشتيبانى میكرد و از سلطه و نفوذ خود و ديگر امكانات مادى و معنوى حكومتى، براى استوارى و تثبيت خط فكرى آنان و ضربه زدن به گروههاى ديگر و تضعيف موقعيت و نفوذ آنان به هر شكلى بهره بردارى میكرد. میدانيم كه خط فكرى اعتزال در اعتماد بر عقل محدود و خطاپذير بشرى افراط مینمود: معتزليان دستورها و
omidian
بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید .
omidian
این هم شعری در مدح زن ز پاكي و از پارسايي زن / كه هم غمگسار است هم رايزن / اگر پارسا باشد و رايزن / يكي گنج باشد پراكنده زن/ بدو گفت هر كس كه بانو تويي / به ايران و چين پشت و بازو تويي/ نجنباندت كوه آهن ز جاي / يلان را به مردي تويي رهنماي/ ز مرد خردمند بيدارتر / ز دُستور داننده هشيارتر/ چو فرزند باشد به آيين و فر / گرامي به دل بر چه ماده چه نر/ همي گفت هر كس كه اين پاك زن / سخنگوي و روشن دل و راي زن/ تو گويي كه گفتارش از دفترست / به دانش ز جاماسپ نامي ترست
omidian
24ساعت از زندگی دختران ایرونی :>> صبح: دیدن رویای شاهزاده ی سوار بر اسب در خواب ۶صبح : در اثر شکست عشقی که در خواب از شاهزاده میخوره از خواب میپره... ۷ صبح: شروع میکنه به آماده شدن آخه ساعت ۱۲ ظهر کلاس داره و باید بره سر کلاس... ۸صبح: پس از خوردن یک صبحانه ی مفصل شروع میکنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: کیف / مقنعه / لوازم آرایش / لوازم آرایش / لوازم آرایش و... ۹صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی صورت (همون آرایش کردن) ۱۰صبح: عملیات زیر سازی و صافکاری و بتونه کاری همچنان با جدیت تمام ادامه دارد. ۱۱ صبح: عملیات زیر سازی و صافکاری و بتونه کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت هر چه تمامتر به پایان میرسد و دختر پس از آنکه خودش را یک ساعت تمام در آینه از زوایای مختلف بررسی کرد بلاخره راهی دانشگاه میشود. ۱۲ظهر: کلاس شروع شده و دختر با عجله وارد کلاس میشود تا بهترین و مناسبترین جا را برای نشستن انتخاب کند ( خوانندگان گرامی توجه داشته باشید که مناسبترین جا از دیدگاه دختران میتواند صندلی بغل دست خوشگلترین پسر یا پولدارترین پسر کلاس یا صندلی [!] تو [!] با استاد در صورت جوان بودن و مجرد بودن
omidian
سادگی نهایت پیچیدگی است . لئوناردو داوینچی