آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
شما که غریبه نیستید/ برای اون غریبه شدم ...
آزاده
بیا بازی را کنار بگذاریم ...و دست هایمان را بشوییم ... و چیزی بخوریم ... اما چرا دست های تو خونیست و پشت من می سوزد ...
آزاده
رقاص که باشی ... !!! دیگر آهنگ خاص معنا ندارد ... !!! با هر آهنگی باید برقصی ... !!! این روزها ... !!! چه بد آهنگهایی روزگار می زند ... !!! و من هر روز برایش می رقصم ... !!!
آزاده
من برای متنفر شدن از کسانی که از من متنفرن وقتی ندارم ؛ من گرفتار دوست داشتن کسانی هستم که مرا دوست دارن
آزاده
اگر دلت گرفت سکوت کن ؛ این روزها هیچ کس معنای دلتنگی را نمی فهمد
آزاده
گاهی باید لبخند بزنی و رد شود ؛ بگذار بگویند دیوانه ای
آزاده
آدما یادشون نمیره ، فقط به رو خودشون نمی یارن ، فقط می ریزن تو خودشون
آزاده
تو مثل قلم موی بادی ، که می رقصه رو ابرها
آزاده
نگاه خورشید سرد شد و برکت از زمین رفت