آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
در سرزمین من آدمی / را از ناگفته هایش باید شناخت /گفته هایش برای خوش آمد توست / این راز حیرت آور را خدا هم کشف نمی کند / تا زیر یک سقف شراب نخوری ...
آزاده
گاهی نوشتن خطاست / گاهی ماندن خطاست / گاهی زیستن خطاست / گاهی مردن خطاست / گاهی رفتن خطاست / درختی که بهار ندارد خطاست / عاشق نباشی همه چیز خطاست ...
آزاده
کاش گاهی مرد بودم / می شد خنده هایم را کوچه ها بریزم / با صدای بلند از ته دل بخندم / هیچ ماشینی برای سوار کردنم ترمز نکند / من از زن بودنم در این سرزمین / گاهی سخت گله دارم ...
آزاده
دنیای عجیبی شده برای حرف دروغ خدا را قسم می خوریم / به حرف راست که می رسد می گوییم ؛ جان تو
آزاده
من خدا را در نگاه آنان دیدم که خود به محبت نیاز داشتن ولی باز هم محبت کردن
آزاده
بهترین لحظات زندگی من زمانی بود که در خواب بودم ...
آزاده
مرگ اندیش خواب آلود ... سرم را گذاشتم بمیرم ، خوابم برد