آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
دیدی سپید شد موهایم ... از چشم سفیدی تو ؟
آزاده
بیا تا گندوم یک خوشه باشیم ...
آزاده
صبوریم کمه ... بی قراریم زیاده ... چقدر بی قرارم من صاف و ساده " چاوشی "
آزاده
نه ! هرگز شب را باور نکردم / چرا که / در فراسوهای دهلیزش / به امید دریاچه یی / دل بسته بودم .
آزاده
نگاه کن ! مرده ها به مرده نمی رن ،
آزاده
چشمان پدرم ... / اشک را نمی شناختند / چرا که جهان را هرگز / با تصور آفتاب ، تصویر نکرده بود ...
آزاده
اگر بیهده زیباست شب / برای این که زیباست / برای چه زیباست ؟؟
آزاده
خود شیفتگان ، ای خود شیفتگان !