آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
ماه می گذرد ... در انتهای مدار سردش . / ما مانده ایم و روز نمی آید . "شاملو "
آزاده
پنج روز مونده به روز زن ... اگه می خوای دچار افسردگی نشی ... این جمله روز 1000 بار تکرار کن ؛ کون لقش اگه برام کادو نمی خره ...
آزاده
تنها چیزی که به جلو حرکت می کنه زمانه .... و مردمی که آویزان عقربه های ساعت شدن ...
آزاده
خدایا ... !!! ازت فقط یه نقطه می خوام ... که همه چیزو تموم کنم ...
آزاده
حتی عاشق تمام آن کلماتی هستم ، که تو با آن جمله می سازی ، تا به دروغ بگویی " دوست دارم "
آزاده
یه روز یه نفر می خواست کشفم کنه ... کشفم کرد ... ولی ثبتم کرد به نام خودش
آزاده
هر که آمد بار خود را بست رفت / ما همان بدبخت و خوار و بی بصیب / زآن چه حاصل ، جز دروغ و جز دروغ ؟ زین چه حاصل جز فریب و جز فریب ؟
آزاده
زنده است ... آن که خیال آب سیرابش می کند