omid
دکتر نظام وظیفه در برگه پسری نوشت: معاف به دلیل ضعف جسمانی. پسره گفت: آخ جون، فوری میرم زن میگیرم. دکتره نوشت: و همچنین ضعف عقلانی.
omid
از غضنفر پرسیدن : دیشب زلزله اومد بیدار بودی ؟ گفت : نه ، صبح فهمیدم توی روزنامه خوندی یا رادیو گفت ؟ غضنفر : نه ، یه هزاری تو جیبم بود صبح دیدم پول خورده !!!
omid
غضنفر کنکور داشته میره سر جلسه سوالها رو که پخش می كنند اول يک پنج دقيقهای مبهوت به سؤالا خيره ميشه ! بعد يک بیست پنج تومنی از جيبش درمياره شروع می كنه تند تند شير يا خط كردن و پاسخ برگه رو پر كردن… بعد 40-50 دقيقه مراقب می بينه غضنفر خيس عرق شده !
omid
پدر غضنفر رو می برن اتاق عمل غضنفر پشت در اتاق عمل ایستاده بود خانم پرستار صدا می زنه : همراه مريض … همراه مریض ! غضنفر ميگه : …. 093535 !!!
omid
يه پيرزن خودشو تو آينه نگاه می کنه ميگه آينه هم آينه های قديم !
omid
محکوم به اعدام : آخرین آرزوم اینه که پسرم را ببینم… دادستان : اشکال نداره ، پسرت کجاست ؟ محکوم : من هنوز ازدواج نکرده ام !
omid
آیا میدانید که دلفینها آن قدر باهوشند که در طی چند هفته میتوانند انسانها را طوری تربیت کنند تا روی لبه استخر بایستند و برای آنها ماهی پرت کنند؟