سرباز ایران
همانند خورشید باش که اگر خواستی بر کسی نتابی ،نتوانی
(زرتشت)
سرباز ایران
بر طبق تعليمات زرتشت ، خداوند با راستي يكسان است.(فيثاغورث)
سرباز ایران
تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند (داریوش بزرگ)
سرباز ایران
داستانک *************یک ایرانی میخواست برود دوبی و چون عربی نمیدانست خیلی نگران بود که حالا چی کار کند تو مملکت غریب. یکی از رفقاش به او گفت: کاری نداره بابا. تو همون فارسیتو صحبت کن فقط تا میتونی به کلماتت الف و لام بچسبون (به کسر چ). طرف رفت دوبی و حالا نشسته است تو رستوران که مرد گارسون آمد و ساکت کنار میز ایستاد. مرد گفت: المرغ. گارسون رفت و آورد. مرد گفت: السوپ... السالاد... الپیاز ... و مرد الخوشحال که چقدر خوب میتواند عربی صحبت کند. غذایش که تمام شد با لحنی حاکی از رضایت و افتخار به خودش، به گارسون گفت: من العربی الخوب الحرف الزد نه؟ گارسون گفت: آره اروا عمهت. اگه من ایرانی نبودم الپسگردنی هم بهت نمیزدند.
سرباز ایران
پیاز هم که خرد میکنی برایش اشک میریزی ! از پیاز هم کمتر بودم ، مرا خرد کردی و خندیدی ...
سرباز ایران
امام جعفر صادق (ع) : پیامبر خدا فرموده است : ای علی هیچ تهیدستی سخت تر از نادانی و هیچ مالی سودمندتر از عقل نیست .
سرباز ایران
واقعا متاسفم من یه پست از یه قهرمان گذاشتم 5 تا لایک خورد اما طرف یه کم چرت پرت از خودش درمیاره 30 تا لایک میخوره واقعا متاسفم.
سرباز ایران
دعا لاستیک یدک نیست که هرگاه مشکل داشتی از آن استفاده کنی بلکه فرمان است که راه به راه درست هدایت می کند.
سرباز ایران
ناامیدی اولین قدمی است که شخص به طرف قبر برمی دارد. (ناپلئون)
سرباز ایران
هرستی از نشانههای هشداردهنده که ممکن است بیانگر ابتلا شما به کمخونی باشد، اینها هستند: ▪ احساس ضعف و خستگی. ▪ دچار رنگپریدگی، سیاهیرفتن چشمها، سردرد و تنگنفس شدن. ▪ درجه حرارت بدن کمتر از حد طبیعی. ▪ احساس درد در قفسه سینه. ▪ احساس تحریکپذیری. ▪ افت کارکرد در محل کار و تحصیل.
سرباز ایران
دل بستن يا نبستن! مسئله اين است!!؟؟؟
سرباز ایران
الاغ نقاش تا حالا کی دیده ؟
سرباز ایران
در حمله ی اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهیان اسلام به سختی جنگیدند؛ بطوریکه سردار عرب ( سعید بن عاص ) از وحشت؛ نماز خوف خواند . پس از مدتها پایداری و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعید ابن عاص به آنان « امان » داد و سوگند خورد « یک تن از مردم شهر را نخواهد کشت » مردم گرگان تسلیم شدند؛ اما سعید ابن عاص همه ی مردم را بقتل رسانید؛ بجز یک تن؛ و در توجیه پیمان شکنی خود گفت: « من قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهیان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود