چهار شنبه سوری از دو واژه "چهارشنبه" پایان سال و واژه "سوری" كه همان "سوریك" پهلوی و به مانی (معنی) سرخ است ساخته شده است و روی هم رفته به مانی چهارشنبه سرخ است
درسته. البته معلم ادبياتمون ميگفت كه فقط به اين معني نيست و معني ديگر سور كه جشن هست هم درسته . يعني ميتونه دو معني داشته باشه. چهارشنبه ي سرخ و جشن چهارشنبه
فقـر یعنی اینکه ... !! ( جالب و خواندنی ) فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛ فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛ فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛ فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما تاریخ کشور خودت رو ندونی؛ فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛ فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛ فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛
هرگز نخواب کوروش ای مهر اریایی بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد چهارده اسپند ( چهار مارس ) سالروز درگذشت ابر مرد تاریخ جهان کوروش بزرگ تسلیت باد . (( پاینده ایران زمین ))
کتاب نمی خوانیم زیرا از شک کردن در پایه های نظری مان می ترسیم. ترس از شک وپرسش در ما ریشه دوانده است. چنین می اندیشیم که شک می تواند ایمانمان را برباید. ما نمی پرسیم و طلب درونی نداریم زیرا آموزش ندیده ایم باورهای مان را با رویکردهای انتقادی بررسی کنیم. از پرسش فرار می کنیم زیرا می ترسیم پذیرش هر سئوالی مجموعه ی اعتقاداتمان را در هم ریزد و نظم سنتی و گذشته مان را از هم بپاشد. می ترسیم هندسی معرفتی و چهارچوب باورهای مان شکسته شود. ما از تغییرات هراسانیم به ویزه اگر با خواندن کتاب مجبور به تغییرات درونی شویم. مطالعه هم برای پاسخ یافتن است و هم شروع پرسش های جدید .