مُشتبااا ..
مگر با باد نسبتی داری؟ چقدر شبیه تو , یک لحظه آمد , مرا پیچاند و رفت...
مُشتبااا ..
این تو نیستی که مرا از یاد برده ای . . . این من هستم که اجازه نمیدهم یادم حتی از نزدیکی ذهنت عبور کند. . .
مُشتبااا ..
بدی آدامهــــــا اینه که دیــــــر به پست هم میــــــخورن.......
مُشتبااا ..
روزگار لعنتی! هــــــــــــر سازی که زدی رقصیدم .. بی انصاف یکبار هم تو به ساز من برقص ؛ ببیــــــــن دلم چه " شـــــــــــوری " میزند ... !
مُشتبااا ..
لعنت به شبها که شعور ندارن ؛ چه وقت باید زود صبح بشن چه وقت دیر!
مُشتبااا ..
به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از ان خارج میشد به من گفت:نرو که بن بسته , گوش نکردم رفتم..... وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم... پیر شده بودم.....!
مُشتبااا ..
آدم دلتنگ حرف حالی اش نمی شود ... برایش فلسفه نبافید...
مُشتبااا ..
آغوشم رو پس زد.... تا آغوش پس زده ی «دیگری »رو در آغوش بگیره!!!!!
مُشتبااا ..
باران باشد تو باشی یک خیابان بی انتها باشد .... ... به دنیا می گویم .... خداحافظ !
مُشتبااا ..
شده ام معادله ی چند مجهولی! این روزها... هیچکس... از هیچ راهی... مرا نمی فهمد
مُشتبااا ..
پشت این بغض بیدی نشسته که خیال میکرد با این بادها نمیلرزد!