دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ᾋṨἬἝƓἬ

این جا می توانی خودت باشی خالی از رنگ ،سفید سفید............ درباره »
ᾋṨἬἝƓἬ
زن
امتیاز: 5194

دنبال‌شدگان

(1003 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(913 کاربر)

گروه‌ها

(35 گروه)

بازدید

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده ...... بازگردد یا برآید؟ چیست فرمان شما؟ ...

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

آهنگ ، نگاه ، ناگه ، گناه …. [فایل]

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᾋṨἬἝƓἬ
nature_23.jpg ᾋṨἬἝƓἬ

حتا این لاک غلط گیر روی میز هم نشانی از تو دارد ، عیب می پوشاند ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ᾋṨἬἝƓἬ
31813432863743723133.jpg ᾋṨἬἝƓἬ

جایی خوندم : با جستجوی عبارت "به اینجا رسیده ای، گرچه چیزی دستت را نگرفته ولی خب من که دعات کردم ; )

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

خدایا شکرت که زندگی ای به ما دادی که در هر لحظه اش مجبوریم تو را صدا کنیم........

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

همیشه پیش نویسا،کلی راست تر از پاک نویسان......./

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᾋṨἬἝƓἬ
452614_HSiJwhpa.jpg ᾋṨἬἝƓἬ

به بچه سه‌ساله یاد دادن به همه بگه "شما" و همه‌ی فعل‌هاش رو هم جمع ببنده،به رسم ادب مثلاً...... عصبانی‌ش کردم، برگشت گفت:می‌زنم صورتِ شما رو پرِ خون می‌کنماااا

ᾋṨἬἝƓἬ
e1650433d9bc05cf5217af57ef9c60e2a944b28d.jpeg ᾋṨἬἝƓἬ

می گفت قرآن که نمی خوانی نه این که بد می شوی! یعنی بد هستی که نمی توانی بخوانی...../

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

هی راه به راه، صد جا گفته روزی که ‌می‌رسید تنها آرزوی‌تان این است که برگردید، که فرصت دوباره داشته باشید، التماس می‌کنید حتا. این همه تکرار برای این است که ...{دیدگاه}

ᾋṨἬἝƓἬ
135157412610.jpg ᾋṨἬἝƓἬ

سرنوشت ، کودکی گستاخ ، که تنش میخارد ….

ᾋṨἬἝƓἬ
eshegh%20(146).jpg ᾋṨἬἝƓἬ

همسفر در راه ماند..زندگی سخت است…لیک..در سفر باید بود…همراهتان از سفر ماند سیلی سهمگین باور شاید نه ..سختی راه را مینماید که بایستی تنها رفت صبری باید تا آرامشی زاید تسلیت میگم علی جان...من در غم خودت شریک بدون @♥ღ سکوت زندگی♥ღ

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ᾋṨἬἝƓἬ
526135_392313804140990_214729311899441_1010687_1895479891_n.jpg ᾋṨἬἝƓἬ

وقتی تو هم بخوانی، آدم باید دنبال کلمات قشنگ‌تری باشد........../

ᾋṨἬἝƓἬ
409384_137379663041095_100003071860279_158313_391142845_n.jpg ᾋṨἬἝƓἬ

حرفها دارم اما ... بزنم یا نزنم ؟ / با توام ، با تو ! خدا را ! بزنم یا نزنم ؟ / همه ی حرف دلم با تو همین است که " دوست ..." / حرفها دارم اما ... بزنم یا نزنم ؟

ᾋṨἬἝƓἬ
522045_2993974691969_1340230521_32412127_612790882_n.jpg ᾋṨἬἝƓἬ

گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟ ... شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟ / پر می زند دلم به هوای غزل، ولی ... گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

✔ عـلـ[بابا]ــی
رفتن قیصر.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

حرف بزن ... می خواهم صدایت را بشنوم ... !/ [امروز، هشتم آبان؛ سالروز پرواز توست : قیصرم / رفیقم / همراه و همراز و همداستانم / روحت شاد]

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

"آخ که تو چقدر خوب می نویسی،چه قلمی داری تو و چقدر من از این حیث (و از هر حیث)از تو عقب ترم...بی خود نیست که روزبه روز لاغرتر و نحیف تر می شوی،این هنر نمی گذارد تو جان بگیری،مثل عشقه پیچیده دورت...شده ای مثل گلادیاتورهای قدیم..." این ها را برای جلال نوشته ،آن روزهایی که خیلی جوان بودند. (: