دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ᾋṨἬἝƓἬ

این جا می توانی خودت باشی خالی از رنگ ،سفید سفید............ درباره »
ᾋṨἬἝƓἬ
زن
امتیاز: 5194

دنبال‌شدگان

(1003 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(913 کاربر)

گروه‌ها

(35 گروه)

بازدید

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده ...... بازگردد یا برآید؟ چیست فرمان شما؟ ...

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

اولین کامپیوتری که خریده بودیم، هر وقت میخواستم باهاش تایپ کنم کلی استرس داشتم که تا حرف بعدی رو پیدا میکنم یه وقت نره رو اسکرین سیور. اینجا هم حالا اینجوری شده، انقد فاصله افتاده بین پستام که هربار یه چیزی مینویسم بقیه حدس میزنن جدیدالورودم ..............

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

من هیچوقت سر دو راهیا تصمیم نگرفتم، همیشه سر دو راهیا نصف شدم. اینی که الان داره این نوشته رو پست میکنه یک هزار و بیست و چهارم منه. خیلی وقته از بقیه‌م خبر ندارم. امیدوارم اونا روزای بهتریو تجربه کرده باشن...

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

یه نفر که امروز کنارم نشسته بود به دوستش می‌گفت: ((از وقتی ازدواج کردم نصف دینم کامل شده اما نصف موهام ریخته))[؟!]

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

می گفت : زن‌ها مرموزترند از مردها، چون مردها یک کروموزوم X‌ دارند اما زن‌ها دو کروموزوم X.........

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

بعضی خاطره‌ها آدم را 11 سپتامبر می‌کنند.......

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

سرانه کتاب‌خوانی در کشور به شدت رو به افزایش است. البته سرانه کتاب چهره‌ها [[!] book].........

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

مینی‌بوس کجا، تمام‌بوس کجا..........

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

خدایا....خیلی وقت‌کشی کردم. وقت اضافی یادت نره ها......

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

آدم‌ها دنبال و های خیالی‌اند، بس که شان واقعیت ندارد..........

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

خدا پنالتی‌هایش را دقیقاً می‌زند وسط دروازه و من همه را شانسکی چپ و راست شیرجه می‌زنم..........

ᾋṨἬἝƓἬ
560744_430687256990657_552213022_n.jpg ᾋṨἬἝƓἬ

این هندونه‌هایی هست که همین‌که نوک چاقو را کمی فرو می‌کنی توش، جرت تا آخر برش می‌خوره. توش‌ هم سرخ و شیرینه و حتی با نیگا کردن‌ش هم خنک می‌کنه فیها خالدون آدم رو. دل هم باید این‌جوری باشه....

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

بعضی‌ها را باید از خاطر برد. خاطر بعضی‌ها را اما باید خواست........

ᾋṨἬἝƓἬ
13341227104.jpg ᾋṨἬἝƓἬ

رفته بودم عیادت دوستی که بستری بود توی بیمارستان. موقع برگشتن قیامتی بود جلوی اتاق عمل. هق‌هق چند پرستار و دکتر تمام سالن را پر کرده بود. جوانی یکی از کلیه‌هایش را اهداء کرده بود به پیرمرد نیازمندی. خودش اما دیگر به هوش نیامده و تمام کرده بود. گویا حساس بوده به بی‌هوشی. خانواده‌اش را هم با علم به مخالفت، خبردار نکرده بود. او «کلیه» زندگی‌اش را بخشیده بود. ):

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

جایی خواندم :... "رستگاری در ندیدن است" ... "هر که چشم دارد، شعور ندارد و هرکه شعور دارد چشم ندارد" ... " دانش فلاکت است و بینایی، هلاکت" ... / قضاوت با شما / ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

هر مردی باید ی دل‌ش را داشته باشد...........

این ارسال را بازنشر کرده است.