عشق آمد و خاک محنتم بر سر ریخت ... زان برق بلا به خرمنم اخگر ریخت ... خون در دل و ریشهٔ تنم سوخت چنان ... کز دیده بجای اشک خاکستر ریخت #ابو-سعید-ابوالخیر
خدا پر داد تا پرواز باشد / گلویی داد تا آواز باشد / خدا می خواست باغ آسمان ها / به روی ما همیشه باز باشد . / خدا بال و پر و پروازشان داد / ولی مردم درون خود خزیدند / خدا هفت آسمان باز را ساخت / ولی مردم قفس را آفریدند......#قیصر-امین-پور
چرا مردم قفس را آفریدند ؟
چرا پروانه را از شاخه چیدند ؟
چرا پروازها را پر شکستند ؟
چرا آوازها را سر بریدند ؟
.
پس از کشف قفس ، پرواز پژمرد
سرودن بر لب بلبل گره خورد
کلاف لاله سر در گم فرو ماند
شکفتن در گلوی گل گره خورد
.
چرا نیلوفر آواز بلبل
به پای میله های سرد پیچید ؟
چرا آواز غمگین قناری
درون سینه اش از درد پیچید ؟
.
چرا لبخند گل پرپر شد و ریخت ؟
چه شد آن آرزوهای بهاری ؟
چرا در پشت میله خط خطی شد
صدای صاف آواز قناری ؟
.
چرا لای کتابی ، خشک کردند
برای یادگاری پیچکی را ؟
به دفتر های خود سنجاق کردند
پر پروانه و سنجاقکی را ؟
.
خدا پر داد تا پرواز باشد
گلویی داد تا آواز باشد
خدا می خواست باغ آسمان ها
به روی ما همیشه باز باشد
.
خدا بال و پر و پروازشان داد
ولی مردم درون خود خزیدند
خدا هفت آسمان باز را ساخت
ولی مردم قفس را آفریدند
گاهی میایم اینجا چیزکی بنویسم ..ولی پشیمان میشوم.میگویم دوقِران آبرو اینجا داریم پیش چند نفر...بعضیها هم که اصلا آدم را زیاد میشناسند ...آن نیمچه آبرو می رود ...اما (دیدگاه)
بعد شرمنده میشوم از خودم ...دلم میگیرد که به فکر این دو قِران آبرو پیش این چندنفر هستم و به فکر تو نیستم...توکه این همه وقت می شناسی م و از ظاهر و باطن م باخبری ...کاش به خاطر آبرویم پیش تو هم اینقدر دست به عصا راه می رفتم ...به بزرگی خودت ببخش اینها را ...
این تصویری است که در آکلند روی پیاده رو ها گذاشتهاند تا مردم را از خطرات جانی که ممکن است در پیادهرو ها برایشان پدید بیاید آگاه کند. توضیحاتی هم در کنار این تصاویر در پیادهرو گذاشته شده است.... #خلاقیت