...
مثل ِ زین الدّین زیدان ... خدایا ... بیا تو هم در اوج خداحافظی کن ...
...
خدای ِ متعال ... از بنده اش در برابر ِ بلایا و حوادث محافظت می کند ... تا خود َش با دست های ِ خود َش او را بُکشد ...
...
خنده های تو تنها چیزی ست ..... که خدا ..... یا دست هایش خلق کرد! ..... زمین و کهکشان و کوه ها .... دایناسورها و دریاها .... و تمام مردم ... خود به خود پیدا شدند!
...
برای دخترم آرزوی خوشبختی می کنم ............مادرم هم برای من آرزوی خوشبختی کرده بود ...........و مادرش هم برای مادرم........... ناامید نیستم یک روزعاقبت ، ............دختری از نسل ما خوشبخت خواهد شد
...
این روزها......... مدام به این نتیجه می رسم :........... خ د ا.. ،.......... خ ر ش را ...............خ و ب شناخت!! ..
...
صبور باش خُدا ..!.......... گرسنـہ اے باقے نمے ماند ...........شڪ ندارم ، .......... همیـטּ روزها همـہ ســیــر مےشوند ؛ ..... از زنـدگـــے ...
...
گاهی حــــرف ها وزن ندارد … ریتم ندارد … آهنگ ندارد … اما خوب گوش کن … درد دارند
...
خدایا خوش به حال ِ ت........ گلو نداری ... ،..... نمی دونی بُغض چیه ...
...
درد یعنی .....دل َم برای َت یک ذرّه شده .......... امّا ........... هیچ غلطی نمی توانم بکنم ... پی نوشت ::: مخاطب خاص دارد « پدر ...»
...
من دیگر فایده ای ندارم ........ و خدا نمی فهمد .......
...
@ saeid60 .....پستچی ها خانه ها را با نامه ها می شناسند ... ... ، خانه ی ِ خانمی که پسرش آمریکاست ... .... ، خانه ی ِ آقائی که قسط ِ بانک دارد ... ... ، خانه ی ِ آقائی که بازنشسته است ... ... ، خانه ی ِ خانمی که دخترش دانشجوست ... ... ، خانه ی ِ آقائی که هیچ وقت نامه ندارد .........