...
کاش زندگی بافتن کلاهی بود: .........یکی از زیر یکی از رو یک ژته . . . حالا کورش کن.... ... اگه کم آوردی.... یک دونه بگیر از بغلش.... اگه زیاد شد... دو تا رو با هم بباف.... . . . . اگه از کلاهت خوشت نیومد می تونی بازش کنی یک جور دیگه ببافی...
...
خسته ام . . . نه از آن خستگی ها که زنهای خانه دار از صبح به دوش می کشند با خود . . . نه از آن خستگیها که پدرها پشت لبخند غمگینشان وقت وارد شدن به خانه مخفی می کنند . . . خسته ام ....... از آن خستگیها که توی دل بچه ها جمع می شود . . . بعد از شنیدن غرغر بزرگترها برای جمع کردن اسباب بازیهایشان که پهن شده توی اتاق ..
...
من کودکی ام را در زیرزمینی نمور جاگذاشته ام........... همانجا که پدربزرگ نوحه ای آذری را زمزمه می کرد ...........و دیگ را هم می زد.......... ومن نام ائمه را دارچینی می نوشتم............ بر پهنه ی سفیدِ شیربرنجهای بیست و هشتِ صفر . ..........زنده باشی مادر...!
...
تعجب ِ دردناکی ست نبودنت ؛ . . . . . مثل دهانِ وامانده ی درخت . . . . از ضربه های تبر...!
...
فرقی ندارد .........ستاره باشی یا قصه ؛ ...............فقط دنباله دار باش .............لطفن !
...
آدمها برایت برابر می شوند........... وقتی به اندازه ی حوصله ات دوستشون داشته باشی............. نه لیاقتشان
...
آی آدم ها ...........یک نفر اینجا پشت ِبهار جا مانده است!................ نمیتواند از زمستان و آدم برفی اش دل بکند ..........یک نفر اینجا غمگین است از شادمانه ها ............یک نفر اینجا مداد سبزش شکسته...........بهارش نمی شود........... خسته است
...
به زبان ِ ساده ی ِ ریاضی اگر بخواهم بگویم ......... تو " یک " ی هستی که نمی دانم چرا ... ؟!.......... ولی هر جور حساب می کنم ............. میلیون هم منهای ِ تو صفر می شود ...
...
چه کنیم با تو جاده............. آدمها را به ما ميرساني................ آدمها را از ما ميگيري
...
ايــن نـوشـتـه ها " يـتـيــم " شده انــد !........ بي کــَس انــد !......... نـيــا !.......... بـگـذار در بـي کــَسـي " لايــک " بـخــورن ! ........بـگـذار نـوشـتـه هـايــَم " بـي مـخـاطـب " بـمانــد !...
...
میدونی چی میخوام ؟............ - لحظه لحظه ی زندگیمو ......... کمتر از لحظه هم وجود داره ؟؟؟........ - اگ...ه هست اونم میخوام ! .......... یادش گرامی..... یادش سبز
...
باید بنشیم کنار خودم ..........و آرام آرام این زن درون خودم را بکشم بیرون .............و یک دل سیر فقط نگاهش کنم........... پ.ن : دورم ....دور
...
پ ن :این نوشته ها مخاطب ندارد....دیگــر ندارد ،.............. می بینید من هنوز پست های بی نظیر خلق می کنم!