...
وقتِ رفتن بهدستَش سپردمَت،.... اما دیگر بازَت نگرداند....... چه نارفیق است خدا
...
چه تراژدیِ بزرگی میشود زندهگی..... وقتی نهنگِ اقیانوس باشی ......و عاشقِ ماهیِ برکه شوی!
...
از وقتی رفتهای.... همهچیز زیباتر شده است:..... پاییز، تماشای غروب و سفر دُرناها،..... قدم زدن در خیابان و ....... کاش زودتر میرفتی!
...
کاش پلهبرقیهای فرودگاه را عکسْ سوار میشدی......... به خانه برمیگشتیم .......در خیابان عاشق میشدیم........... بعد، کودک،.... نوزاد،... و بعد، .............کاش اصلن به دنیا نمیآمدیم!
...
تو لعنتِ خدا به من بودی....... کاش دوباره لعنتم کند خدا
...
مادربزرگْ - که خدا نور به قبرش ببارد - میگفت:....... عاشق که باشی هرگز نخواهی مُرد........ اما، .........خودش مُرد!............ چه پارادوکسِ بزرگیستْ عشق!
...
بگو جهت عقربه ها را عوض کنند..... ساعت های رفته را می دانم...... دقیقه های مانده را بشمار" ...*
...
دلتنگی نام دیگر این روزهاست.............. وقتی از این همه رهگذر.......... یکی تو نیستی*