دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*اشکان*

شیشۀ نازک احساس مرا دست نزن ! چِندشم می شود از لکۀ انگشت دروغ …!!! آن که میگفت که احساس مرا می فه... درباره »
*اشکان*
مرد - مجرد
امتیاز: 2217

دنبال‌شدگان

(416 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(293 کاربر)

گروه‌ها

(394 گروه)

بازدید

*اشکان*
*اشکان*

دیوانه باش تا عاقلان غمت را خورند!‏

*اشکان*
*اشکان*

خدای خوبی داریم ... آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه ، اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد ... و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد ... آری خدای خوبی داریم ... خدایی که مشتاقانه ما را می نگرد، با چنین خدای بخشنده و مهربانی ؛ ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد ...

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

مجازی شـادیم مجازی عاشق می شویم مجازی همدیگه رو دلداری میدیم اما . . . واقعی تنهاییم واقعی درد میکشیم واقعی از عشقهای مجازی لطمه می بینیم

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

چه فرقی میکند وسوسه سیب یا حوا . . . برای کسی که آدم نیست؟؟

*اشکان*
*اشکان*

“ آدم ” به خدا خیانت کرد !! خدا غم آفرید . . . تنهایی آفرید . . . بغض آفرید . . . اما راضی نشد . . . کمی تامل کرد . . آنگاه “ عشق ” آفرید ! نفس راحتی کشید !! انتقامش را گرفته بود از آدم . . .

*اشکان*
*اشکان*

موجی از محبت را بر ساحل دلت می فرستم تا بدانی.. فراموش شدنی نیستی . . .

*اشکان*
*اشکان*

آرزویم این باشد ، تا که وقت جان دادن با نگاه دلجویت جان دهم به آسانی . . .

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

محـــکم تر از آنم که برای تنــها نــبودنم ، آنچه را که اســـمش را غــرور گذاشته ام ، برایت بــه زمیـــن بکوبــم

این ارسال را بازنشر کرده است.
*اشکان*
*اشکان*
در دوره

سیــــــــــر شدم … بسکه سرد و گرم روزگار را چشیدم !

*اشکان*
*اشکان*
توسط موبایل

کوتاه ترین جوک جهان:دو زن کنار یکدیگر ساکت نشستند:‏)‏

*اشکان*
76ms4tui3tw3dsqd0fn1[1].jpg *اشکان*

بدون شرح>>>>

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

عشق واقعی وقتیه که دختر به سادگی چشماشو میبنده و اجازه بوسیدن میده اما پسر پیشونی دختر رو میبوسه.....

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

در شب آسایش ماه ، کنج پستوی خیس از عطر شب بوها پشت نقاب غبار آلود خاطره ها ، تصویری از درنگ را نقاشی می کنیم

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

دستم روی دیوار اتاقت جا ماند پایم روی پله‌هایی که می‌دویدیم... رد اشک‌هایم را بگیر شاید که چشم‌هایم را گوشه‌ای بیابی کنار خاطره محو لبخندهایت... دلم هم که پیش توست ... هروقت آمدی سرهمم کن کمی نَفَس هم بیاور تا زندگی کنم...

*اشکان*
*اشکان*

@فوژان طراح سوال امتحانات بود سوالش این بود: پیامبران الولعزم را نام برده و یکی را به دلخواه رسم کنید