*اشکان*
دیوانه باش تا عاقلان غمت را خورند!
*اشکان*
دلتنگی فقط یک اسم مستعار است برای تمام حس هایی که اسمشان را نمی دانیم و هر کدامشان برای خود یک دلتنگی اند . . .
*اشکان*
چه سخت است ، تشیع عشق بر روی شانه های فراموشی و دل سپردن به قبرستان جدایی وقتی میدانی پنج شنبه ای نیست ، تا رهگذری ، بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند . . .
*اشکان*
خوب میدانم برای من کسی مثل تو نیست / خوب میدانم که روزی باز ناچارم به تو میروم شاید دلت روزی گرفتارم شود / میروم اما گرفتارم ، گرفتارم به تو . . .
*اشکان*
در صبحدمی بدان سپیدی/دادیم به روز نا امیدی
*اشکان*
سر به هوا نیستم اما همیشه چشم به آسمان دارم حال عجیبی ست دیدن همان آسمان که شاید تو دقایقی پیش به آن نگاه کرده ای .
*اشکان*
من تنگ دلم یا که جهان تنگ شده تیره بصرم یا افق این رنگ شده گوش من بی حوصله بد میشنود یا ساز طبیعت خشن آهنگ شده
*اشکان*
در خاک عرب نمانده بادی/کز دختر من نکرد یادی
*اشکان*
اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت / زمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانی / دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت. . . .
*اشکان*
فاصله گرچه دستهايمان را جداكرد ولی خوشحالم جرات ندارد بدلهايمان نزديک شود
*اشکان*
شرط دل دادن دل گرفتن ، وگرنه یکی بی دل میشه اون یکی دو دل.
*اشکان*
ترسم چو نشاط خنده خیزد/سوز از دهنم برون گریزد
*اشکان*
عشقي که تنها با يک نگاه آغاز ميشود ، با شناخت سست و سست تر ميشود ولي عشقي که با شناخت آغاز ميشود با هر نگاهي عميق و عميق تر ميشود . . .
*اشکان*
ای خدایا از عشق امروزمان چیزی برای فردا بگذار نگاهی ، یادی ، خاطره ای ، برای آن روز که فراموش خواهیم کرد که روزی چقدر عاشق بودیم . . . .
*اشکان*
اینجا آسمان از دل من تیره تر است ، روزگارم ابریست من اگر تنهایم ، یاد تو با من هست مهربانم روزگارم ابریست کاش این بار جای خورشید تو آفتاب شوی . .