دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*اشکان*

شیشۀ نازک احساس مرا دست نزن ! چِندشم می شود از لکۀ انگشت دروغ …!!! آن که میگفت که احساس مرا می فه... درباره »
*اشکان*
مرد - مجرد
امتیاز: 2217

دنبال‌شدگان

(416 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(293 کاربر)

گروه‌ها

(394 گروه)

بازدید

*اشکان*
*اشکان*

دیوانه باش تا عاقلان غمت را خورند!‏

*اشکان*
*اشکان*

آن ها که عوض شدنشان بعید است، عوضی شدنشان قطعی است.

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

روز را خورشید میسازد و روزگار را ما ما را قلب زنده نگه میدارد و قلب را عشق پس روزگار را عاشقانه بساز و عشق را عاقلانه

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

این دیده نیست، لایق دیدارِ رویِ تو چشمی دگر بده ، که تماشا کنم تو را ...

*اشکان*
1213185759456.jpg *اشکان*
در دوره

*اشکان*
*اشکان*

ادامه داستان>>>>>>>>>هیچکس رو بهتر از تو نمی تونستیم برای دخترمون پیدا کنیم. به خانوادهء ما خوش اومدی !!! نتیجه اخلاقی : همیشه سعی کنید کیف پولتون رو توی ماشینتون جا بذارید شاید براتون شانس بیاره !

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

ادامه داستان قورباغه........سپس قورباغه از آرزوی سوم زن سوال کرد و او جواب داد : من دوست دارم که یک سکته قلبی خفیف بگیرم.....

*اشکان*
*اشکان*

روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند. جواب داد:.... اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1 اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10.... اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =100 اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =1000 ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست ، پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت.

این ارسال را بازنشر کرده است.
*اشکان*
*اشکان*
در دوره

لطفا بخونید جالبه...پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

عده ای مثل قرص جوشانند؛ در لیوان آب که بیاندازیشان طوری غلیان کرده و کف می کنند که سر می روند اما کافی است کمی صبر کنی بعد می بینی که از نصف لیوان هم کمترند...

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

چه بسیار نگاه ها در جهان سرگردانند که در چشمی جای گیرند و چه بسیار فریادهایی که بر سنگ خاموش بوسه می زنند .

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

سهم هر کسی که باشی خوش به حال روزگارش ، آخه پاییز و زمستونش میشه رنگ بهارش .

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

میرسد روزی که بی هم میشویم ، یک به یک از جمع هم کم می شویم میرسد روزی که ما در خاطرات ، موجب خندیدن و غم می شویم گاه گاهی یاد ما کن ای رفیق میرسد روزی که بی هم میشویم

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

این روزها آب و هوای دلم آنقدر بارانی ست که رخت های دلتنگیم را فرصتی برای خشک شدن نیست...

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

همه ی فعل هایم ماضی اند،ماضی بعید،ماضی خیلی خیلی بعید.دلم برای یک حال ساده تنگ شده است

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

پرسیدم عشق چیست ؟گفت :اتش است.گفتم مگر آن را دیده ای گفت :نه در ان سوخته ام