*اشکان*
دیوانه باش تا عاقلان غمت را خورند!
*اشکان*
صیح اول صبحی نشستم تو تاکسی ، بد عنق... یه دختری با کلی افاده تا اومد بشینه بغل دستم ، یهو با صدای بلند باد در کرد ! خیلی خودمو کنترل کردم ، باور کنیـــن خیلی . ولی یهو پوکیدم از خنده ، چشام شده پرِ اشک... برگشته میگه : خنده داره ؟!! منم گفتم : پـَـَـ نه... این اشکِ شوقه تو چشام ...!
*اشکان*
یارو نشسته کنار خیابون نوک دماغش چسبیده به زمین دوستم میگه :معتاده؟ میگم پـَـ نه پـَـ میخواد انعطاف بدنشو به رخ بکشه!!!
*اشکان*
در میان گونه گونه مرگ ها تلخ تر مرگی ست، مرگ برگ ها زان که در هنگامه ی اوج و هبوط تلخی مرگ ست با شرم سقوط وز دگر سو٬ خوش ترین مرگ جهان٬ -زانچه بینی٬ آشکارا و نهان- رو به بالا و ز پستی ها رها خوش ترین مرگی ست، مرگ شعله ها ...
*اشکان*
هر وقت خواستی ببینی یکی دوستت داره توی چشماش زل بزن تا عشقو توی چشماش ببینی اگه نگات کرد عاشقته اگه خجالت کشید برات میمیره اگه سرشو انداخت پایین و یه لحظه رفت تو فکر بدون که بدون تو میمیره
*اشکان*
وقتی واقعیت ها , آدم را فریب بدهند چه کار می شود کرد ؟ روزگاریست که حقیقت هم لباسی از دروغ بر تن کرده است و راست راست توی خیابان راه می رود عشق نشسته است کنار خیابان , کلاهی کشیده بر سر و دارد گدایی می کند و مرگ , در قالب دخترکی زیبا , گلهای رز زرد می فروشد
*اشکان*
ه خداعشق به رسوا شدنش می ارزد وبه لیلی وبه مجنون شدنش می ارزد دفترقلب مرا واکن ونامی بنـــــــــــویس سندعشق به امضا شدنش می ارزد گرچه من تجربه ای ازنرسیدن هایــــم کوشش رود به دریاشدنش مــی ارزد کیستم بازهمان آتش سردی که هنوز حتم دارد که به احیاشدنش می ارزد بادودست توفروریختن دم به دمــــــم به همان لحظه برباشدنش می ارزد دل من درسبدی عشق به نیل توسپرد نگهش دارکه به موسی شدنش می ارزد
*اشکان*
به انجام کارهای نیک ادامه دهید ، حتی اگر دیگران آنها را به نام خویش ادعا کنند ؛ کارهای شما پیشکشی ست به خدا، و هیچ کس نمی تواند " خدا " را فریب دهد ...
*اشکان*
فـــریاد زدســتِ فلکِ شــعبده باز آزاده به ذلـت و گدازاده به ناز نر گس زبرهنگی سرافکنده به زیر صــد پیرهـن حــریر پو شیـده پیــاز ...
*اشکان*
مطمـئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست دارد ؛ چون در هر بهار برایت گل می فرستد و هرروز صبح آفتاب را به تو هدیه می کند. به یاد داشته باش که پروردگار عالم با این که می تواند در هر جائی از دنیا باشد ، قلــب تو را انتخاب کرده و تنها اوست که هر وقت بخواهی چیزی بگوئی گوش می کند ...
*اشکان*
خداوند میگه : خوشبختی حراج روزانه ی دنیاست ... اینکه شما قدمی بر نمی دارید و قیمتی پیشنهاد نمی کنید داستان دیگریست ...
*اشکان*
من برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفرند وقتی ندارم؛ زیرا درگیر دوست داشتن کسانی هستم که مرا دوست دارند ...
*اشکان*
مادری ناراحت کنار پسرش نشسته بود،پسر به مادرش گفت: تو دومین زن زیبایی هستی که تو عمرم دیدم مادر پرسید: پس اولی کیست؟ پسر جواب داد : خود تو ، وقتی که لبخند میزنی
*اشکان*
زن از شوهرش می پرسه: عزیزم ، تو منو دوست داری؟ مرد میگه : خوب معلومه عزیزم ، اگه دوست نداشتم چطور می تونستم هر شب بیام خونه پیشت وقت و عمرم رو تلف کنم!!!
*اشکان*
ابر بارنده به دریا میگفت : من نبارم تو کجا دریائی ؟ دریا در دلش خنده کنان گفت : که ای ابر بارنده تو خودت از مایی . . . .
*اشکان*
بیا اینجا صداقت میفروشم / برای تو محبت میفروشم بیا بهر نگاهی از تو ای دوست / دلم را زیر قیمت به تو عاشق ترینم میفروشم