آیینه ی خیال
پروانه را شکایتی از جور شمع نیست ..... عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم ......
آیینه ی خیال
نقش تورا .....در شیشه ها ..... نقاش باران می کشد ....
آیینه ی خیال
ای همه بودنم ازتو ...همه ی گفتنم از تو .....وقتی حرف میزنم از تو ......جون میگیره تنم از تو ..........
یالا اشکبوس با "" م """ بگو
14 سال و 10 ماه و 25 روز و 15 ساعت و 33 دقيقه قبلمن پیر سال و ماه نیم یار بیوفاست ....برمن چو عمر میگذرد پیر از آن شدم
14 سال و 10 ماه و 25 روز و 15 ساعت و 29 دقيقه قبلمژده خانم ما توی این وادی غریبیم والا باید مشاعره حتما شمع هم همراه داشته باشد ....خب عیبی نداره خودم شمعش
14 سال و 10 ماه و 25 روز و 15 ساعت و 27 دقيقه قبلمن تمنا كردم.....كه تو با من باشی ...تو بمن گفت - هرگز، هرگز ... پاسخی سخت و درشت و مرا این غصه این هرگز...كشت....
14 سال و 10 ماه و 25 روز و 15 ساعت و 25 دقيقه قبلدرود بر شما ... در این جمع و در کنار دوستان غربت معنایی ندارد ... خیلی خوشحالم از حضورتون و اشعار زیباتون ...
14 سال و 10 ماه و 25 روز و 15 ساعت و 23 دقيقه قبل